كريم شاه محمدی
مصاحبه ايسكرا با كريم شاه محمدی
ايسكرا: به اول مه نزدیك می شویم و هر سال در تظاهراتها و در صدور قطعنامه كارگران، موضوع كار كودكان یكی از بندهای قطعنامه هاست. سوال از شما بعنوان مسئول و یا یكی از فعالین عرصه نهاد كودكان مقدمند اين است كه كار كودكان در ایران در چه سطحی مطرح است؟ و مضرات این كار كدامها هستند؟
كريم شاه محمدی: قبل از اينكه به جواب سؤال شما پاسخ بدهم لازم دانستم به سوال عمومی تری اشاره ای داشته باشيم که به همین سئوال مربوط است. مثلا از من پرسیده اند شما كه مدافع حقوق كودكان هستيد چرا در مراسمهای اول مه روز جهانی كارگر شركت کرده و فعال هستید؟ آیا حقوق کودک با روز جهانی كارگر ارتباطی دارد؟
جواب من اين بوده و هست که ای كاش هيچ كودكی تا سن ١٨ سالگی در پای چرخ كارخانه ها و كارگاها، در کوره پزخانه و قالی بافیها، در کوه و بیابان و خیابانها زندگيشان به تباهي نمي رفت، كاش همه كودكان از دوران كودكيشان لذت مي بردند و به ورزش و تفريخ و درس خواندن می پرداختند، ولی می بينيم كه اينطور نيست، كافی است به آمار كودكان كار و خيابان و سوء استفاده هایی كه از كودكان می شود نگاهی بيندازيم آنموقع متوجه خواهيم شد كه سطح فاجعه چقدر عميق و غيره انسانی و ضد كودك است. بر اساس آخرین تحقیقات آماری، 250 میلیون کودک کار و خیابان در کشورهای در حال توسعه وجود دارد که در مقطع 5 تا 14 سالگی هستند. با وصف اینکه چنین آماری دقیق نیست و بیشتر از این است ولی شواهد نشان می دهد که از همین كودكان به اندازه يك كارگر با دستمزدهای ناچیزی کار کشیده می شود، یعنی در واقع استثمار دو برابر. و از طرف دیگر کودکان شامل بیمه های اجتماعی، البته اگر وجود داشته باشد نمی شوند. این وضعیت شامل کودکانی می شود که خانواده هایشان کارگرند و امکان تامین زندگی و معیشت کودکانشان را ندارند یا اینکه بی کار هستند و در آمدی ندارند. در صورتی که در همین دنیای وارونه که شاهدش هستیم، این امکان هست که کودکان چنین وضعیتی نداشته باشند.
در کشورهای غربی نه تنها کار کودکان ممنوع است بلکه کودکان از بیمه های اجتماعی بر خوردارهستند، تحصیل رایگان تا مقطع دانشگاه، بیمه درمانی و امکانات تفریحی و سرگرمی و دیگر کودک مجبور نیست تا برای بقای زندگی اش کار کند. دولت در مقابل زندگی و آینده کودکان مسئول و پاسخگو است. چنین امکان و موقعیتی نه از سر کودک دوستی سیستم حاکم بلکه چنین دستاوردی نتیجه سالها مبارزه ای بوده است که جامعه به دولت تحمیل کرده است تا جایی که به قوانین، نرم و فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شده است.
از طرف دیگربا توجه به اینکه در هر گوشه این دنیا نظام طبقاتی بر جامعه حاکم است منتها کودکی که در یک کشوری مثل سوئد بدنیا می آید، از این دستاوردهایی که به آن اشاره کردم بهرمند است ولی در جایی مثل ایران کودکی که به حکم تصادف در این جغرافیای معین بدنیا آمده است ناچار می شود در این سنین بسیار پایین و برای کمک هزینه خود و خانواده اش به شاق ترین کارها بپردازد. این را در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی باید جنایت علیه کودکان نام نهاد. که اگر شانس بیاورد و از بی امکاناتی نمیرد و دچار دهها مشکل اجتماعی نظیر اعتیاد، خرید و فروش، سر به نیست شدن نشود و بدلیل نداشتن سرپرست و نبود هیچ حمایت مادی و معنوی، در بهترین حالت و در سن کودکی ناچارا به خیل کارگران مزدبگیر می پیوندد و یا با مزد کم و هر نوع سو استفاده دیگر، روز را به شب می رساند، بنا بر این سوال اینجا ست کی مسئول این شرایط اسفناک کودکان است؟ و چه کسانی و چه موقع و کجا باید به این بی حقوقی اعتراض کرد؟
به نظرم روز جهانی کارگران چنین روز و موقعیتی است که در دفاع از حقوق کودکان قطعنامه داده شود و به این وضعیت دهشتناکی که حاکمیت سود و سرمایه در ایران به میلیونها کودک تحمیل کرده است باید اعتراض کرد و به کار کودکان نه گفت.
حال به سوالی که شما مطرح کرده اید بر گردیم، بنا به آماری که خود جمهوری اسلامی داده است کودکان در سطح بسار گسترده ای کار می کنند. هر چند آمارهایی که جمهوری اسلامی منتشر می کند به هیچ وجه معتبر نیست و آنرا را باید بیشتر از آنچه که ادعا می کنند محسوب کرد ولی نوشته شده است که از مجموع 13 میلیون و 253 هزار کودک در سن 10 تا 18 سالگی در سال 85 ، سه میلیون و شش صد هزار کودک خارج از چرخ تحصیل بوده اند و یک میلیون و هفتصد هزار کودک به صورت مستقیم درگیر کار کردن بوده اند.البته همانطور که اشاره کردم این آمارها قابل اطمینان نیست، مثلا آمار کودکانی که در دهات کار می کنند یا در خیابانها مشغول واکس زدن یا دست فروشی هستند و یا تعداد قابل ملاحظه ای از کودکان که از کشورهای دیگر مهاجرت کرده اند که خیلی از آنها اصلا شناسنامه ندارند و یا شناسنامه ای به این کودکان داده نمی شود. به هر حال اینجا منظورم صرفا تدقیق آماری مسئله نیست بلکه منظور این است که بطور مثال اگر حتی تنها یک کودک و فقط یک کودک در چنین شرایط غیر انسانی قرار بگیرد نباید این کودک ناچار به کار کردن برای تامین مایحتاج زندگی خود شود و برود کار کند. قبل از هر کس و هر چیز، این دولت است که مسئول تامین و حمایت های اجتماعی، آموزشی و بهداشت و سلامتی کودک است. کار کردن در سن و سال کودکی که هنوز کودک محسوب می شود و به سن قانونی 18 سال نرسیده است، از هر نظر به لحاظ جسمی، فکری، روحی و اجتماعی لطمات جبران ناپذیری بر او وارد خواهد ساخت. کافی است برای یک لحظه آرزو و احساس کودکی را مجسم کرد که چرا او نمی تواند به مدرسه برود؟، چرا نمی تواند بازی کند؟. خریدن اسباب بازی و نیازمندیهای اولیه، طی کردن دنیای کودکانه او به بخشی از آرزوهایش که مدام بر بالای سرش می چرخد تبدیل می شود و زیر بار کار تاقت فرسا هر روزه فرسودگیش را احساس می کند، آنموقع متوجه می شویم که به لحاض روحی و جسمی چه لطماتی بر بدن نازک و نحیفش وارد می آید، کار کردن کودکان آنان را دچار نارحتیهائی از جمله بیماریهای چشمی، بیماریهای تنفسی، اختلال در شنوائی، بیماریهای پوستی و قلبی می کند، کودکان کار و خیابان در چنین شرایط سخت و وحشتناکی به سر می برند.
.
ايسكرا: جنبه هایی که اشاره کردید بسیار دردناک و واقعا برای کودکانی که بقول شما بر حسب تصادف در کشورهایی نظیر ایران تحت حاکمیت حکومتهای ضد کودک بدنیا آمده اند بسیار تکاندهنده است. هر چند در صحبتهایتان به نقش دولت اشاره کردید اما چه کسی در قبال سرنوشت و آینده کودکان مسئول است؟ دولت یا خانواده ؟ چرا باید كار كودكان ممنوع باشد؟
كريم شاه محمدی: در این مورد همچون موارد زیاد دیگری که شاید فرصت اشاره کردن به آن نشد، قطعا دولت و جامعه مسئول است، چرا که خانواده و یا هر کسی در هر جامعه ای که زندگی می کند، تحت نظارت دولت و قوانین و مقراراتی که تدوین شده است قرار دارد، این وظیفه دولت است که کودکان را تحت پوشش بیمه های اجتماعی، کمک هزینه های ویژه و دیگر نیازمندیهای کودکان قرار دهد. دولتها به این خاطر بهشان دولت گفته می شود که موظف و مسئول در قبال نه تنها کودکان بلکه در قبال کل شهروندان جامعه هستند. خانوادها برای بقای خود و فرزندنشان نباید ناگزیر شوند که كودكان خود را به چنین کارهای تاقت فرسا و خطر ناکی وادارند. بنابر این هیچ گونه دلیلی موجه نیست و کار کودک باید ممنوع شود، پیشرفت بشر اينرا نشان داده و به اثبات رسانیده است كه كار در دوران كودكی به رشد طبيعي كودك چه به لحاظ جسمي و چه به لحاظ ذهني، روحی و اجتماعي صدمه جدي مي زند. كودك در دوران كودكي نیازمند کودکی کردن است، نیازمند بازی، آموزش سالم بر اساس دستاوردهای مدرن و مترقی دنیای امروز است، نیازمند فضایی شاد، امن و خلاق است.
ايسكرا: در جواب به کسانی كه امكان تامین زندگی خود و خانواده شان را ندارند و به همین خاطر مجبورند فرزندان خود را وادر به كارهای شاق بویژه در شهرهای کردستان به کارهایی از جمله قالیبافی و یا در كوره پزخانه ها، دستفروشی و کارهایی از این قبیل می کنند چه باید گفت و راه حل چیست؟
كريم شاه محمدی: به نظر من اينرا به خانواده ها مي توان گفت که برای تامین يك لقمه نان بخور و نمير مجاز نيستند كه زندگي كودكانشان را به مخاطره و تباهي بكشانند. به جاي اين به دولتي كه باني فقر و بدبختي و تحمیل این وضعیت جهنمی شده است بايد اعتراض كرد و از راههای مختلف و با مبارزه خود دولت را موظف كرد كه نه تنها باید این شرایط برده وار را که به نان آوران این کودکان تحمیل کرده است باید کنار زده شود بلکه وضعیت و شرایط کودکان باید مطابق با استاندارهای تا کنونی در کشورهای غربی باشد.
ايسكرا: فراخوان شما به فعالین و مدافعین حقوق كودكان چیست٬ و بخصوص در آستانه اول مه چگونه می توان ممنوعیت كار كودكان را به بحثهای محافل و جمعها و همچنین به قطعنامه های اول مه وصل كرد؟
كريم شاه محمدی: فراخوان من به همه فعالين ومدافعين حقوق كودك و همه انسانهاي كودك دوست اين است كه همه با هم به كار كودك نه گفته و به دولتي كه زير كنوانسيون حقوق كودك را امضا كرده است اعتراض كرد و اينرا تاكيد كنيم كه تضمین و تامین امکانات رفاهی٬ آموزشی٬ بهداشتی و درمانی کودکان برابر با آخرین استانداردهای کشورهای غربی، وظيفه دولت است و دولت موظف است استاندارد واحدی از رفاه و امکانات رشد مادی و معنوی کودکان و نوجوانان را، در بالاترین سطح ممکن، تضمین کند و ما بايد بر اين خواست پا يه اي به عنوان حق و حقوق كودك پا فشاري كنيم.

Inga kommentarer:
Skicka en kommentar