söndag 31 januari 2010

تجمع صدها تن از کارگران «لاستیک البرز تهران» در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق

منابع کارگری خبر می دهند که حدود ۷۰۰ تن از کارگران کارخانه لاستیک البرز تهران، كيان تاير سابق، در دو روز گذشته در اعتراض به عدم پرداخت دو ماه حقوق خود، اقدام به تجمع در داخل این واحد تولیدی کرده اند.

یکی از کارگران این کارخانه به « رادیو فردا» گفت که در پی این تجمع اعتراضی، مسئولان دولتی وعده داده اند که حقوق معوقه کارگران به زودی پرداخت خواهد شد.

در ماه های اخیر، تجمع ها و اعتصاب هایی از سوی کارگران کارخانه های شهرهای گوناگون ایران در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق شان صورت گرفته است.

torsdag 14 januari 2010

بازداشت و زندانی کردن فعالین کارگری را محکوم می کنیم

بازداشت و زندانی کردن فعالین کارگری را محکوم می کنیم

بنا بر خبری که از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران منتشرشد، روز دوشنبه 21 دیماه تعدادی از ماموران لباس شخصی به همراه تعدادی از نیروهای امنیتی در ساعت پنج و نیم صبح با دو خودرو به درب منزل شریف ساعد پناه مراجعه کرده و با ایجاد رعب و وحشت در میان خانواده وی، چهار نفر از ماموران لباس شخصی و نیروی انتظامی وارد منزل شخصی شریف ساعد پناه شده و به بهانه اجرای جریمه نقدی وی، منزل شریف ساعد پناه را زیر و رو می کنند و اعلام می نمایند که برای بازداشت شریف وارد منزل شده اند. شریف ساعد پناه عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد كارگران ايران، عصر روز سه شنبه 22 دی ماه توسط دو نفر مامور لباس شخصی در میدان بسیج شهر سنندج بازداشت و روانه بازداشت گاه گردید. اين فعال كارگري شب گذشته را در بازداشت گاه بود و ( چهارشنبه 23 دی) او را به دادگاه برده و سپس به زندان مرکزی سنندج منتقل نمودند.

یورش شبانه و سپس بازداشت و دستگیری فعالین کارگری توسط ماموران حکومت عملی جنایتکارانه و ضد بشری است. دلیل واهی و پوچ عوامل رژیم مبنی بر جریمه نقدی وی، تنها در قاموس یک رژیم ارتجاعی و عقب مانده مثل جمهوری اسلامی می گنجد. لازم به ذکر است که شریف ساعد پناه یکی از نمایندگان منتخب کارگران اخراجی كارخانه پرریس سنندج است که تاکنون مراجع مربوطه دولتي اقدامی در جهت اجرای حکم بازگشت به کار آنها بعمل نیاورده اند.

كارگران كارخانه پرريس عليرغم حكم بازگشت به كار٬ همچنان با مخالفت كارفرما مواجه شده و نتوانسته اند به سر كار بازگردند. در شرايطي كه خانواده های کارگران اخراجی کارخانه پرریس در شرایط سخت و دشواری بسر می برند٬ يكي از نمايندگان آنها شريف ساعدپناه را هم بازداشت و روانه زندان كرده اند.

كارگران٬ مردم آزاده!

در چند هفته گذشته تا كنون چندين مورد فعالين و رهبران كارگري سنندج و ديگر شهرهاي كردستان تحت تعقيب٬ بازداشت و روانه زندان شده اند. اين موج تعرض بيشرمانه جمهوري اسلامي را بايد سد كرد.

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری حمله به منزل شریف ساعد پناه، بازداشت و زندانی کردن وی و دیگر فعالین کارگری را بشدت محکوم می کند و از مردم سنندج و تمامی کارگران و انسانهای شرافتمند می خواهد که نسبت به این عمل وحشیانه و ضد بشری حکومت اسلامی بطور متحد و یکپارچه اعتراض کنند و خواهان آزادي همه فعالين كارگري و تمام زندانيان سياسي شوند.

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری

24 دی 88 - 14 ژانویه 2010

onsdag 13 januari 2010

شریف ساعد پناه بازداشت و روانه زندان شد.اوعضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ايران و نماينده کارخانه پرريس سنندج است.

شریف ساعد پناه بازداشت و روانه زندان شد

بنابر خبر رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، شریف ساعد پناه عضو هیئت مدیره اتحادیه، عصر روز سه شنبه 22 دی ماه توسط دو نفر مامور لباس شخصی در میدان بسیج شهر سنندج بازداشت و روانه بازداشت گاه گردید. شریف ساعد پناه شب گذشته را در بازداشت گاه گذراند و امروز( چهارشنبه 23 دی) او را به دادگاه برده و سپس به زندان مرکزی سنندج منتقل نمودند. این شیوه غیر معمول بازداشت در مورد به اصطلاح جرائم عمومی، در حالی رخ می دهد که قبل از آن شریف ساعد پناه به دادگاه مراجعه کرده و اعلام نموده بود که پس از چند روز انجام کارهای شخصی و خانوادگی خود را جهت اجرای حکم معرفی خواهد کرد. از سوی دیگر با گذشت چندین ماه از صدور حکم بازگشت به کار کارگران اخراجی پرریس که شریف ساعد پناه یکی از نمایندگان منتخب این کارگران می باشد، هنوز مراجع مسئول اقدامی در جهت اجرای حکم مذبور بعمل نیاورده و کسی یا نهاد دولتی متعرض کارفرمای این کارخانه که از زیر بار اجرای حکم بالاترین مرجع قضایی دولت جمهوری اسلامی شانه خالی کرده نشده است و هم چنان خانواده های کارگران اخراجی این کارخانه در شرایط سخت به سر می برند. اتحادیه آزاد کارگران ایران23 دی 88

tisdag 12 januari 2010

آقای رییس جمهور اسلامی آیا شما هم پنج ماه است حقوق دریافت نکرده اید؟؟!!

تجمع کارگران قسمت قالب بندی وآرماتور بندی نیروگاه برق سنندج واحد سیکل ترکیبی »در اعتراض به دریافت نکردن 5 ماه دستمزد خود«

بنا بر گزارشهای دریافتی توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران 25 نفر از کارگران نیروگاه برق سنندج واحد سیکل ترکیبی که در بخش اجرا قسمت قالب بندی و آرماتوربندی کار میکنند به دلیل عدم پرداخت دستمزدهای 5 ماه گذشته توسط پیمانکار مربوطه چند روزی است که دست از کار کشیده و در کمپ کارگری خود که خوابگاهشان نیز میباشد اعتصاب کرده اند که از امروز سه شنبه 22/10/88 در محیط سایت نیروگاه تجمع کردند. لازم به ذکر است که همگی این کارگران غیر بومی می باشند و محل خوابگاهشان نیز در جنب نیروگاه میباشد.به دلیل عدم حضور کارگران در چند روز گذشته پیمانکار قسمت مربوطه که آقای جاویدان نام دارد 25 نفر کارگر جایگزین را از امروز به جای کارگران اعتصابی به سر کار آورده است.لازم به ذکر است که کارگران اعتصابی از طریق امور مالی نیروگاه با خبر شده اند که حقوق کارگران تا پایان آذر ماه که مبلغ 110 میلیون تومان است به پیمانکار مذکور پرداخت گردیده و پیمانکار از پرداخت دستمزدها به کارگران خودداری کرده است. هم اکنون مسئولین نیروگاه و حراست واحد سیکل ترکیبی مشغول پیگیری مسئله می باشند.اتحادیه آزاد کارگران ایران – 22 دی ماه www.ettehadeh.com

måndag 11 januari 2010

يورش نیروهای امنیتی به منزل شریف ساعد پناه نماینده کارگران کارخانه پرریس و از اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران

نیروهای امنیتی و انتظامی به قصد دستگیری شریف ساعد پناه در ساعت 5/5 صبح امروز وارد منزل وی شدند

بنا بر گزارشهای دریافتی توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران امروز 21 دی ماه 88 تعدادی مامور لباس شخصی به همراه تعدادی از نیروهای امنیتی در ساعت 5/5 صبح با دو خودرو به درب منزل شریف ساعد پناه مراجعه کرده و با ایجاد رعب و وحشت در میان خانواده وی، یک مامور لباس شخصی به همراه سه مامور نیروی انتظامی وارد منزل شخصی شریف ساعد پناه شدند و به بهانه اجرای حکم جریمه نقدی وی، منزل شریف ساعد پناه را زیر و رو کردند و اعلام نمودند برای بازداشت شریف وارد منزل شده اند.

این برخورد با شریف ساعد پناه در حالی صورتی میگیرد که در رابطه با پرونده های جرایم نقدی در صورت عدم مراجعه محکوم به دادگاه اجرای احکام، معمولا با ضامن محکومین تماس میگیرند و از وی میخواهند تا فرد محکوم شده را معرفی نماید و در صورت عدم مراجعه فرد محکوم اقدام به ضبط وثیقه ای میکنند که فرد ضامن آنرا به ضمانت گذاشته است.

لازم به یاد آوری است شریف ساعد پناه نماینده کارگران کارخانه پرریس و از اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران است که علیرغم صدور حکم بازگشت بکار برای وی و همکارانش از سوی هیئت حل اختلاف اداره کار سنندج و تائید آن از سوی دیوان عدالت اداری بدلیل بند و بست کارفرما با ارگانهای مسئول و تعلل عامدانه دادگاه اجرای احکام در اجرای حکم بازگشت بکار این کارگران، هیچگاه بر سر کارهای خود بازنگشتند و شب عید امسال بدلیل عدم پرداخت دستمزدهای معوقه شان از سوی کارفرما در تنگنای شدید اقتصادی قرار گرفتند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن یورش به منزل شریف ساعد پناه به بهانه اجرای حکم جریمه نقدی وی و ایجاد رعب و وحشت در میان خانواده اش در ساعت 5/5 صبح، خواهان لغو فوری حکم ظالمانه ای است که در مورد شریف ساعد پناه صادر شده است.

مطلب زیر بخشی از سرنوشت این کارگران و سرنوشت خود شریف ساعد پناه است که در پنجم آذر ماه امسال به قلم خود وی نوشته شده است و هم اکنون در بخش مقالات سایت اتحاد قرار دارد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 21 دی ماه 88



مصائب زندگی یکی از کارگران اخراجی شرکت ریسندگی پرریس



دوستان وهم طبقه های عزیزم، مطالب زیر تنها گوشه کوچکی از دردها و آلام زندگی یکی از کارگران شرکت ریسندگی پرریس سنندج می باشد که اوایل سا ل 1388 پس ازهفت ماه سر دواندن از سوی کارفرما ودیگردستگا ههای دولتی برایش رقم خورد.

دوستان با نگارش این سرنوشت نمیخواهم دردی را به هزاران درد شما اضافه کنم بلکه می خواهم واقعیتی انکار ناپذیر را که بر اثر اخراج سازیها ی فله ای هر آن برای یکی از کارگران تعلیقی یا اخراجی ممکن است روی بدهد به تصویر کشم. واقعیتی که نظام طبقاتی سرمایه داری عامل اصلی آن است و در ایران چنان دست کارفرمایان را باز گذاشته است که آنان قادرند با تحمیل شرایط برده وار بر کارگران از قبیل اخراج سازی و عدم پرداخت بموقع دستمزدها و قرار داد موقت، آنان را در تنگنای مالی تا سرحد گرسنگی مطلق قرار بدهند.

و اینک شرح آنچه بر من گذشته است:

من یکی از کارگران اعتصابی شرکت ریسندگی پرریس سنندج هستم دو روز از سال 88 گذشته بود، ما با تجمعات واعتراضات و پیگیریهای مداوم درمقابل اداره کار و دیوان عدالت اداری واستانداری پس از 7 ماه رای دیوان را مبنی بر بازگشت بکار دریافت کرده بودیم . خانواده های ما نیز همانند دیگر انسانها درایام عید انتظار تامین حداقل هایی از مایحتاج روزمره زندگی از قبیل لباس نو، میوه و شیرینی و........ را از من بعنوان نان آورخانواده داشتند.

دوست عزیز شاید باورت نشود دو ماه بود که حتی یک کیلوگوشت نتوانسته بودم به خانه ببرم، هرچند خانواده های کارگری با این شیوه زندگی کاملا آشنا هستند و در تمام ایام سال صورت خود را با سیلی میتوانند سرخ نگهدارند اما عدم بر آورده کردن حداقل ترین انتظار از سوی خانواده در ایام سال نو چیزی نیست که انسان مانند دیگر ایام سال براحتی قادر به تحمل درد آن باشد.

هفت ماه تمام خانواده را با رای های اجرا نشده، امیدواری دادم غروب ها دیگر عادی شده بود با دستانی خالی ورویی خجل به خانه برگردم. ولی آن غروب با دیگر روزها فرق داشت چون وقتی وارد منزل شدم اشک های دخترم صورت پاک و معصومش را خیس کرده بود، وی با دیدن من بلافاصله اشک هایش را پاک کرد و دردش را به روی من نیاورد.

من درد او را می دانستم، فغانی تمام وجودم را در برگرفت، با مشاهده این وضعیت ماندن در منزل برایم امکان پذیرنبود. بلافاصله از خانه بدون هیچ مقصدی بیرون آمدم وسعی کردم هر طوری که شده این لحظه را از یاد ببرم که در منزل نه چیزی دیدم و نه چیزی شنیدم هر چند که فراموش کردن آن صحنه به این آسانی ها نبود. هوا کم کم داشت تاریک میشد کنار جدول خیابان نشستم به فکر عمیقی فرو رفتم به عالم رویا پرواز کردم تا مرهمی بر درد های بی درمانم باشد. برای لحظاتی بچه ها ی یک اقلیت مفت خور را به یاد آوردم که چطور برای دیدن یک بازی فوتبال در خارج از کشور میلیون ها تومان هزینه میکنند تا مبادا دل نازک فرزندشان از ندیدن یک بازی فوتبال بشکند اما و اما .... آن روی سکه فرزندان کارگرانی را میبینم که بجای بازی وسرگرمی و هزینه های سرسام خارج از کشور برسر سفره های خالی وبی رونق با چشمانی اشک بار زانوی غم بغل میگیرند و غروب بجای تماشای فیلم های کارتونی با دستان خالی پدر و چهره در هم رفته او مواجه می شوند و در گوشه ای ازاطاق شاهد دعوای پدر ومادربا صدای لرزان پدرهستند و بطور روزمره جمله تکراری ندارم و چکار کنم پدر و صدای توام با گریه مادرکه هی تکرار میکند بچه ها این حرفها حالیشان نیست تمام لحظه های کودکی شان را در هم می ریزد. عامل ومسبب همه اینها را تنها در وجود سیستمی میتوان جستجو کرد که در آن اقلیتی مفت خور بر تمام ثروت جامعه چنگ انداخته اند و همه چیز را فقط برای خود میخواهند.

با این افکاردر دنیای دیگری بودم که ناگهان صدای بوق ماشینی مرا به خود آورد یک نفر داشت صدایم می زد جلو رفتم عبدا....دوست قدیمی ام بود پس از احوالپرسی سوار ماشین اش شدم به اوتعارف کردم برویم منزل، گفت به یک شرط با تو به منزل می آیم و من بدون اینکه شرط او را بدانم و بپرسم گفتم هر چی تو میگی قبول. در طول راه تا منزل همه چیز را برایم تعریف کرد و گفت : مقداری مشروب در ماشینم هست، اگر چند روزی بتوانی آنها را در زیر زمین منزل تان نگهداری کنی مبلغ 200 هزار تومان بعنوان اجاره خواهم داد و تاکید کرد چند روز بیشتر انتظار ندارم آنها را نگه شان بداری.

وسوسه شدم و بلافاصله پیشنهاد او را قبول کردم دوستم بعد از خوردن چای وجابجایی مشروبات به زیر زمین وپرداخت مبلغ 200 هزار تومان خداحافظی کرد و رفت . آن شب را خوابم نبرد تا دم صبح برای این 200 تومان برنامه ریزی کردم تا یک جوری بتوانم اشک های غم زده روی صورت دخترم را بزدایم . صبح ساعت 8 بچه ها را از خواب بیدار کردم تا برای خرید و خرج کردن آن مبلغ پول آماده شوند . اما با صدای زنگ منزل همه چیز تغییر کرد تعدادی مامور با حکم قضایی وارد خانه شده وپس از ضبط مشروبها و بارکردن آن در ماشین، من را نیز دستبند زده به پاسگاه محل بردند، یک شب را در کلانتری و روز بعد با حکم قاضی کشیک روانه زندان شدم، چند روزی را در زندان سپری کردم وسپس با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شدم. با پیش آمدن این وضعیت به چنان روزگار سختی گرفتار شدم که گرسنگی و مشکلات حاد خانواده را فراموش کردم و در انتظار محاکمه و صدور حکم خودم را مدام امید میدادم که قضات درد دلهای یک کارگراز کار اخراج شده را خواهند شنید و با در نظر گرفتن شرایطی که من مرتکب چنین جرمی شده بودم، قضاوت خواهند کرد .

اما پرونده من بر خلاف روال چنین پرونده هایی خیلی زود وسریع مورد رسیدگی قرارگرفت ودر شعبه دوم دادگاه انقلاب رای صادرگردید : آقای ..... علیرغم عدم سابقه کیفری به پرداخت 22800000 میلیون تومان(بیست و دو میلیون و هشتصد هزار تومان) جریمه نقدی، شش ماه زندان تعزیری و چهل وپنج ضربه شلاق محکوم می شوید، تا دیگر چه در دادگاه و چه در جای دیگر صدایت را بلند نکنی و نگویی " من گرسنه ام ".

بله قاضی محترم با این رای به من فهماند که ما با هم فرق داریم ودر دو دنیای متفاوت زندگی می کنیم. شرایط زندگی من و هفت ماه عدم دریافت دستمزد و گرسنگی فرزندانم در شب عید، هیچکدام، ذره ای از انسانیت را در قضاوت قاضی بیدار نکرد. چون رای قا بل تجدید نظر خواهی بود من امیدم را از دست ندادم و با زندگی جنگیدم ونسبت به این رای اعتراض کردم که پس ازطی مراحل قانونی، پرونده به شعبه چهارم دادگا ه تجدید نظر سنندج ارجاع گردید. در اینجا نیز پرونده خیلی سریع مورد رسیدگی قرارگرفت و دادگاه تجدید نظر در کمال ناباوری، رای دادگاه بدوی را مورد تایید قرارداد و آب پاک را روی دستم ریخت و برای همیشه گرسنگی را از یادم برد.

من هم اکنون خود را برای زندانی شدن آماده می کنم شش ماه زندان تعزیری جای خود، من بدلیل عدم توانایی در پرداخت بیست و دو میلیون هشتصد هزار تومان باید سالها در گوشه زندان بمانم و خانواده ام .....

ما صدایمان را برای اجرای رای دیوان عدالت اداری بلند کردیم، هزارو یک تهمت برایمان درست کردند و اعلام نمودند بگذارید اجرای این رای روال عادی و قانونی خود را طی کند زیاد عجله نکنید، هفت ماه طول کشید، به انتظاراجرای رای نشستیم اما متاسفانه تاکنون نه بر سر کارمان باز گشته ایم و نه ریالی بابت مطالباتمان به ما داده اند. برای هیچ یک از آقایان مهم نیست که چه عواملی مرا به سمت کاری سوق داد که به خاطر آن امروز باید تمام زندگی ام در معرض فرو پاشی و نابودی قرار بگیرد، برای اینان تنها مهم این است که جرمی دراولین روزهای عید سال جدید بر اساس قانون رخ داده است، برای این آقایان این هم مهم نیست که در روزهای آخرسال سفره های چه کسانی و به چه علت خا لی است.

در دادگاه این آقایان هیچ کس بدلیل اینکه چندین ماه حقوق معوقه کارگران را پرداخت نمی نمیکند مورد محاکمه قرارنمیگیرد، در دادگاه این آقایان کارفرمایی که کارگری را که پس از ده ها سال کار در سخت ترین شرایط و از دست دادن عزیزترین اعضا بدنش اخراج میکند مورد محاکمه قرار نمیگیرد، در دادگاه این آقایان مجری قانونی که هفت ماه یک رای قانونی را مسکوت میگذارد و اقدام به آجرای آن نمیکند مود محاکمه قرار نمیگیرد و.........

اما کارگری که نمی تواند شاهد گرسنگی فرزندانش در ایام عید باشد ونا چارا دست به کاری بر خلاف قوانین این آقایان میزند بدون اینکه کسی به درد و رنج او کمترین توجهی بکند در اسرع وقت محاکمه میشود و برایش جریمه های سنگین و زندان و شلاق صادر میکنند تا دیگر در کوچه پس کوچه های شهر فریاد "من گرسنه ام" را سر ندهد.

شریف ساعد پنا ه - پنجم آذر ماه هشتاد و هشت

torsdag 7 januari 2010

حزب دمكرات كردستان براي مذاكره با جمهوري اسلامي اعلام آمادگي كرده است

حزب دمكرات كردستان براي مذاكره با جمهوري اسلامي اعلام آمادگي كرده است
مصاحبه ایسکرا با محمد آسنگران

خالد عزيزي رهبر حزب دمكرات كردستان در يك مصاحبه با هفته نامه "روداوو" كه به زبان كردی در كردستان عراق منتشر ميشود سياستها و مواضعي را مطرح كرده است كه میتوان گفت متفاوت با برخي از سياستهاي تا كنوني اين حزب است.
در گفتگو با محمد آسنگران به بررسي اين مصاحبه خالد عزيزي ميپردازيم. اين گفتگو را در دو قسمت در نشريه ايسكرا منتشر ميكنيم.

عبدل گلپريان: اخيرا در مصاحبه مفصل خالد عزيزي در هفته نامه "رووداو" از مسائلي صحبت شده كه بعضا تابوشكني و بعضا سياستهاي جديدي است٬ از رابطه اين حزب با جمهوري اسلامي شروع ميكنم. حزب دمكرات كردستان ايران در سي سال گذشته رابطه معيني با حكومت داشته است٬ از يكسو جنگ مسلحانه و پيشمرگايتي و از سوي ديگر همواره مذاكره با حكومت و يا به محض ديدن كوچكترين چراغ سبز با كله بسوي حكومت رفتن٬ البته ناديده نبايدگرفت٬ تعدادي از رهبران اين حزب و از جمله قاسملو در جريان مذاكره با جمهوري اسلامي جانشان را از دست دادند٬ بهر حال اكنون خالد عزيزي در مورد مذاكره با جمهوری اسلامی حرف ميزند. اولين سوال اينست ٬ او چه ميگويد و از حكومت اسلامي چه ميخواهد؟

محمد آسنگران: اولاً سیاست مذاكره و سازش حزب دمكرات كردستان با جمهوری اسلامی تابو شكنی نیست. زیرا این حزب همیشه آماده مذاكره و سازش بوده است. این جمهوری اسلامی از یك طرف و فشار رادیكالیسم مردم در كردستان از طرف دیگر بود كه تا كنون مانع معامله و سازش حزب دمكرات با جمهوری اسلامی شده است.
اجازه بدهيد ابتدا براي خوانندگان شما توضيح بدهم كه در چند سال گذشته این حزب هم ریزش نیرو داشته و هم چند شقه شده است. اكنون دو حزب به اسم حزب دمكرات وجود دارد. یكی از آن‌ها اسم خودش را حزب دمكرات كردستان ایران یعنی همان اسم قدیمی كه به شاخه مصطفی هجری معروف است و دومی خود را حزب دمكرات كردستان نامیده است. حزبی كه خالد عزیزي اكنون سمت دبیری آنرا عهده دار است حزب دمكرات كردستان یا همان شاخه عبدالله حسن زاده است. این ریزش نیرو و چند شقه شدن حزب دمكرات در این چند سال اخیر را باید در پرتو شكست سیاستهای آمریكا در عراق و سرگردانی كل جریانات ناسیونالیست كرد بویژه جریانات حاكم بر كردستان عراق دید٬ كه تاثير زيادي دربحران و بی افقی این جریان داشته است.
اینكه خالد عزیزي در این مصاحبه چه چیزی میگوید و از جمهوری اسلامی چه میخواهد در مصاحبه او كاملا واضح بیان شده است. او و دیگر رهبران حزب مربوطه بعد از شكستهای پی در پی سیاستهایشان در چند سال گذشته به این قناعت رسیده‌اند كه هیچ راهی بجز سازش و همگامی با جمهوری اسلامی برای آن‌ها باقي نمانده است. ما اینرا در قطعنامه اوضاع سیاسی كردستان٬ مصوب كنگره 7 حزب كمونیست كارگری به روشنی بیان كرده ایم كه این جریانات با بي افقي كامل مواجه شده و بعد از تحولاتي كه در منطقه ايجاد شده است با رژیم اسلامی از در مذاكره وارد میشوند. آنچه به عنوان تابو شكنی از مصاحبه او اسم برده می‌شود صراحت بیشتری در بیان سیاستهای حزب دمكرات است كه قبلاً در لفافه بیان میشد. اكنون او بدون لكنت كلام میگوید جمهوری اسلامی حاضر به قبول فدرالیسم و خودمختاری نیست و حزب دمكرات هم شعار سرنگونی رژیم را از سیاستهای خود حذف كرده است تا بتواند راه سازشی پیدا كند. بر مبناي اين ارزيابي او اعلام كرده است كه حزبش آماده مذاكره و سازش با جمهوري اسلامي است. هدف چنين مذاكره اي را هم اجازه برگشتن به ايران اعلام كرده است. تنها ضمانتي كه از جمهوري اسلامي خواسته است اين است كه آنها را دستگير و اعدام نكند.!
اودر این مصاحبه با هفته نامه روداو رسما اعلام كرده است كه اگر فقط آن‌ها را دستگیر و اعدام نكنند حاضر هستند به ایران برگردند و به مبارزه مدنی روی آورند. مبارزه مدنی اسم مستعارعجز و درماندگی و بی افقی حزبی است كه قبلاً فكر میكرد با نیروی پیشمرگ میتواند به سهیم شدن در قدرت برسد٬ این عملی نشد. به سیاست آمریكا پناه بردند و میخواستند مثل طالبانی و بارزانی در سایه توپ و بمب و موشك آمریكا به نان و نوایی برسند٬ این هم شكست خورد. اكنون فقط این مانده است كه كوتاه بیایند و بگویند اگر ما را نكشند به ایران برمیگردیم. بیان این سیاست اسمش تابو شكنی نیست بلكه عجز و درماندگی و شكست افق سیاسی ناسیونالیسم كرد است .

عبدل گلپريان: همچنانكه شما هم اشاره كردید رهبر حزب دمكرات خواهان مذاكره با حكومت است و شعار سرنگوني حكومت اسلامي را كاملا كنار گذاشته است٬ ايشان ميگوید خودمختاري و فدراليسم استراتژی ماست٬ ولي وقتي حكومت اسلامي براي اين خواستها شانه بالا مي اندازد٬ فعلا فقط امنيت ميخواهيم و سپس به ايران رفته و فعاليت ميكنيم. البته ادامه ميدهد كه منظور از فعاليت شركت در انتخابات شوراي اسلامي و شوراهاي محلي است٬ آيا اين شعار در اوضاع فعلي ايران يك تف سربالا نيست؟

محمد آسنگران: ببینید همچنانكه بالاتر تاكید كردم حزب دمكرات در كردستان با اتكا به فعالیت نظامی خود را تعریف كرده بود. اكنون رهبرشان اعلام كرده است این عرصه كارایی خودش را از دست داده است. در عین حال این حزب هیچ وقت نخواسته است كه جنبشهای اجتماعی برای مطالبات خود پا به میدان بگذارند. روزنه بحران سازی در مرزها هم فعلاً به دلیل شكست سیاستهای آمریكا در عراق و سرگردانی حاكمان كردستان عراق كور شده است. بنابر این راه دیگری بجز سازش با جمهوری اسلامی برای خود نميبينند. اینكه جمهوری اسلامی خود در سراشیب سقوط قرار گرفته است مانع تلاش حزب دمكرات كردستان برای سازش نشده است. زیرا بیان این سیاست هم به معنای آمادگی و همكاری این حزب با جناح حاكم است و هم اعلام وفاداری به اصلاح طلبان حكومتی است. اعلام صریح آمادگی حزب دمكرات برای مذاكره و سازش با جمهوری اسلامی اساساً چشم دوختن به این تحولات است كه فكر میكنند با یك تیر دو نشان را زده اند. آن‌ها تحلیلشان این است كه اگر اصلاح طلبان حكومتی دست بالا پیدا كردند پیشا پیش حزب دمكرات آمادگی خود را برای همكاری با رفسنجانی و موسوی و كروبی و خاتمی بیان كرده است و اگر جناح حاكم همچنان در قدرت بماند میتوانند حزب دمكرات را در كردستان هم پیمان خود قلمداد كنند كه مانع قدرتگیری جریانات چپ بشود. به قول خالد عزیزی تلاش كرده اند پارتنر(هم پیمان) خود را در مركز پیدا كنند.
با این حساب هدف سیاستهای این حزب بر این مبنا چیده شده است كه جمهوری اسلامی فعلاً هست و باید راه سازش و مذاكره را با آن تدوین كنند. و یا دقیقتر بگویم آن‌ها تلاش میكنند با این سیاستها مردم را از تلاش برای سرنگونی جمهوری اسلامی برحذر بدارند. زیرا میدانند كه با رفتن جمهوری اسلامی كل جناح اصلاح طلب حكومتی هم به پایان عمر خود میرسند و آن وقت امكان دست بالا پیدا كردن جنبش كارگری و چپ جامعه بیشتر خواهد بود و چه كسي جز حزب دمكرات و ناسيوناليسم كرد ميتواند بفهمد در جامعه قطبي و حزبي شده در كردستان كه چپ نفوذ و تشكيلات دارد٬ سرگذشت احزاب قديمي و كهنه ناسيوناليستي چه خواهد شد. اين حزب با سياستها و فرهنگ قديمي و عتيق شده به تاريخ سپرده خواهد شد و ديگر نميتواند با دفاع " قهرمانانه" از كردآيتي به جايي برسد. فعلاً اولویت آن‌ها همانند همه جریانات بورژوایی این است كه در مقابل چپ جامعه صف آرایی كنند. این هدفی است كه حزب دمكرات برای رسیدن به آن حاضر است از خودمختاری و فدرالیسمش هم بگذرد و آنرا استراتژی خود بداند٬ نه سیاستی كه باید فوری متحقق شود. بیان این سیاست در عین حال شكست طرح و سیاست همه فدرالیست چیهای قومی در ایران هم هست.

عبدل گلپريان: اصلا پديده سرنگوني طلبي و سياستهاي كجدار و مريز حزب دمكرات در مورد حكومت اسلامي در طول سي سال گذشته چگونه بود؟

محمد آسنگران: حزب دمكرات از همان اوایل سركار آمدن جمهوری اسلامی نمیخواست در مقابل آن قرار گیرد. به قول خالد عزیزی قاسملو تلاش زیادی كرد كه با امام خمینی كنار بیاید اما جمهوری اسلامی قبول نكرد. او میگوید طرح خودمختاری را قبول نكردند و گفتند این یك ترمینولوژی غربی است آنرا ابتدا به خودگردانی تغییر دادند و بعداً به طرح 26 ماده ای و بلاخره طرح 6 ماده‌ای شد اما اینرا هم قبول نكردند. بیان این سیاست به این شكل به وضوح دارد میگوید كه ما آماده بودیم و هستیم كه هر نوع سازشی را بپذیرم اما جمهوری اسلامی باید این سازش را قبول كند. بنابر این از زبان رهبران این حزب ما میشنویم كه حزب دمكرات هیچ وقت یك جریان سرنگونی طلب نبوده است. جنگ اش با جمهوری اسلامی هم اساساً برای كسب امتیاز و شریك شدن در قدرت بوده است نه برای سرنگونی رژیمی كه حداقل پرونده كشتن و قتل عمد صد هزار انسان را در پرونده خود دارد روزمره بر اين جنايت افزوده ميشود. مشكل حزب دمكرات اين همه جنايت نبوده و نيست. اكنون هم با صراحت گفته‌اند كه شعار سرنگونی جمهوری اسلامی را از سیاست خود حذف كرده اند.

عبدل گلپريان : جالب است در شرايطي كه مردم به خيابان آمده و در ابعادي ميليوني شعار سرنگوني جمهوري اسلامي را سر ميدهند٬ حزب دمكرات برخلاف اين جنبش به ياد كنار آمدن با حكومت اسلامی افتاده است. چرا؟

محمد آسنگران: حزب دمكرات كردستان با همه جناحهايش حزب بورژوازی كرد در كردستان است. بورژوازی كرد منافع خود را نه در گسترش اعتراضات اخیر و انقلابی زیرو رو كننده٬ بلكه در چانه زنی و معامله و سازش براي سهیم شدن در قدرت میبیند. بنابر این حزب دمكرات اتفاقاً این بار تلاش كرده است با صراحت بیشتری خود را حزب بورژوازی كرد معرفی كند. همچنانكه اصلاح طلبان حكومتی از رادیكالیسم انقلاب در ایران لرزه بر تنشان افتاده٬ حزب دمكرات هم زنگ خطر را شنیده و میخواهد به هر قیمتی شده دین خود را به سرمایه داران كرد برای حفظ منافعشان ادا كند.

عبدل گلپريان : يعني ميخواهيد بگوئيد سرمايه داران كرد٬ طرفدار حكومت اسلامي هستند؟ اگر چنين است چرا آنها از طرف دولت مركزي تحت فشار هستند؟

محمد آسنگران: ببينيد واقعيت اين است كه اكنون نه تنها در كردستان بلكه در تمام دنيا صاحبان سرمايه مرز و مليت و مذهب و تمام مقدساتي كه خودشان ساخته و پرداخته اند را در نورديده و به دنبال كسب سود هستند. براي صاحب سرمايه مهم اين است كه كسب سود بيشتر بكند. سرمايه داران كردستان هم نفعشان در اين است كه به عنوان يك طبقه با هم طبقه ايهاي خود در مركز و ديگر مناطق ايران سياست واحدي را پيش ببرند. اگر از جمهوري اسلامي ناراضي هستند به دليل محدوديتهايي است كه اين رژيم با ايدئولوژي اسلامي و قوانين دست و پاگير امكان اينرا فراهم نميكند كه اينها وارد بازار جهاني بشوند. در عين حال سرمايه داران كرد سهم خود را از قدرت و حاكميت ميخواهند. به همين دليل سرمايه داران هم اختلاف منافع دارند و هر بخشي سهم خود را از سود و قدرت در جامعه ميخواهد. حزب دمكرات هم چيزي بجز اين از جمهوري اسلامي نخواسته است.

عبدل گلپريان : خالد عزيزي در اين مصاحبه در مورد جنبش سبز حرف ميزند٬ ولي كاملا در چهارچوب سياستهاي اصلاح طلبان حكومتي٬ گويي اين جنبش فقط منحصر به موسوي و شركا است٬ و گویا همه این جنبش سبز است نظر شما چيست؟

محمد آسنگران: حزب دمكرات اینرا میگوید كه وفاداری خود را به اصلاح طلبان حكومتی تاكید كرده باشد. و البته این حزب فقط امروز نیست كه از مبارزات حق طلبانه مردم تبری جسته است. این حزب در كردستان به این شناخته شده است كه همیشه در مقابل خواستها و اعتراضات بر حق مردم از منافع سرمایه داران و ملاكین دفاع كرده است. ترور و كشتن فعالین كارگری در كردستان و تهدید فعالین جنبشهای اعتراضی سیاست همیشگی حزب دمكرات بوده است. اكنون هم حزب دمكرات خود را متحد موسوی و كروبی و رفسنجانی میداند و از اعتراضات مردم در مقابل جمهوری اسلامی خشنود نیست. به همین دلیل این حزب از كاندیداتوری كروبی برای ریاست جمهوری دفاع كرد. و اكنون هم به همه جناحهای جمهوری اسلامی اعلام كرده است كه آماده مذاكره و سازش به هر قیمتی است. آن‌ها متوجه شده‌اند كه این اعتراضات جاری در ایران خواه ناخواه دامنه اش به كردستان خواهد رسید و از همین حالا دارند میگویند كه حزب دمكرات نميخواهد جمهوری اسلامی را سرنگون كند.
چيزي كه از جمهوري اسلامي مطالبه كرده اند نه خواست و مطالبات مردم كردستان كه ۳۰ سال است براي آن مبارزه ميكنند٬ بلكه فقط اجازه فعالیت به آن‌ها داده شود كافي است. اين تمام توقع و انتظاري است كه رهبر حزب دمكرات كردستان ميخواهد در مذاكره با جمهوري اسلامي به آن برسد. البته مقامات جمهوری اسلامی هم از زبان سركنسولگری رژیم در هولیر (اربیل) عراق به این خواست عزیزی جواب مثبت و تحقیر آمیزی داده است. او اعلام كرده است كه آن‌ها آماده هستند امكان بازگشت افراد ایرانی مقیم عراق را به ایران فراهم كنند. همین نشریه روداو كه با عزیزی مصاحبه كرده است با سركنسولگری جمهوری اسلامی در اربیل هم مصاحبه‌ای ترتیب داد است و او در آن مصاحبه گفته است كه جمهوری اسلامی حاضراست در مورد گفته‌های عزیزی مذاكره كند. زیرا به قول این سركنسولگری اكنون كه كسانی پیدا شده اند "عاقلانه" حرف بزنند آن‌ها هم در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی میتوانند مذاكره كنند. برای اطمینان هم اعلام كرده است كه چند صد نفر از افراد مجاهدین به ایران بازگشته و مشكلی نبوده٬ افراد جریانات دیگر هم میتوانند به ایران بازگردند و در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی فعالیت كنند.

. عبدل گلپريان: ولي در اين مصاحبه سركنسول حكومت اسلامي اعلام كرده٬ كسانيكه قتلي انجام نداده و ... در امان هستند و به نوعي اعلام كرده ٬ افراد ميتوانند برگردند و نه سازمان با اسم و رسم٬ درست است؟

محمدآسنگران: از گفته هاي سركنسولگري جمهوري اسلامي ميتوان فهميد هم ميخواهد يك نيروي اپوزيسيون ذليل شده مثل حزب دمكرات كردستان را تحقير كند و هم آنها را به زير چطر جمهوري اسلامي هدايت كند. او ميگويد كساني كه مقامات جمهوري اسلامي را ترور كرده باشند محاكمه خواهند كرد. اما همزمان اطمينان ميدهد كه مشكلشان فقط با تعداد محدودي در سازمان مجاهدين خلق است٬ بقيه به طور فردي ميتوانند به ايران بازگردند و شامل عفو عمومي جمهوري اسلامي شوند.! اين جوابي است كه جمهوري اسلامي بدون اينكه اسمي از حزب دمكرات ببرد به تقاضاي مذاكره رهبر اين حزب داده است. هر دو مصاحبه را يك هفته نامه به اسم "رووداو" در كردستان عراق ترتيب داده و چاپ كرده است.

عبدل گلپريان: يك جنبه مصاحبه اين است كه حزب دمكرات ميخواهد به پايه دوم خردادي خود و يا به جماعتي البته از " كردهای مبارز از نوع رمضان زاده" وصل شود كه "علني فعاليت ميكنند"٬ اين را چگونه مي بينيد؟ عزيزي ميگويد ما دنبال پارتنر در تهران ميگرديم.

محمد آسنگران: به نظرم عزیزی سیاستهای حزب دمكرات كردستان را بهتر از بقیه همكیشان خود نمایندگی كرده است. این‌ها چیزی علاوه بر آنچه بهاالدین ادب و رمضانزاده و... در مجلس شورای اسلامی خواسته اند نمیخواهند. به همین دلیل آن‌ها را متحدین خود اعلام كرده و میخواهد حزب دمكرات و ناسیونالیسم كرد را به همان راهی تشویق كند كه بهاالدین ادب قبل از مرگش و رمضانزاده و امثالهم امروز همچنان پیگیر آن هستند كه در چهار چوب قوانین جمهوری اسلامی سهمی از قدرت به آن‌ها هم برسد. این در عین حال نقد تاریخ 30 ساله اخیر حزب دمكرات هم هست كه به قول عزیزی نباید دنبال خواسته‌های غیر ممكن میرفتند. او گفته است كه سرنگونی جمهوری اسلامی وظیفه مردم كردستان نیست. او همچنین تاكید كرده است كه خواست فعلي حزب دمكرات كسب اجازه فعاليت "مدني" براي حزبش در كردستان ايران است. فدراليسم را به عنوان استراتژي حزبش اعلام كرده و فعلا آنرا عملي نميداند. به همين دليل اين رهبر حزب دمكرات كردستان ميگويد به نسبت تعادل قوا باید خواسته‌ها را مطرح كرد. بنابر اين نه تنها به خواست و مطالبات مردم حتي اشاره هم نميشود٬ بلكه بقيه مطالباتي كه تا كنون اين حزب مطرح كرده هم كنار گذاشته ميشود.

اگر قاسملو 25 سال قبل نوشت سوسیالیسم برای كردستان زود است و باید بعد از 25 سال این خواست مطرح شود اكنون در پایان 25 ساله مورد نظر قاسملو حزب دمكرات باید از سرنگوني طلبي و هر نوع خواست و مطالبه ديگر هم فاصله بگیرد تا بتواند با حكومت فاشيست اسلامی بسازد. اینرا خالد عزیزی رسما اعلام كرده است. ما همان وقت در نقد قاسملو گفتیم كه سیاستهای حزب دمكرات از واقعیات جامعه كردستان به دور است و سوسیالیسم مورد نظر او كاریكاتوری از سوسیال دمكراسی است كه در كردستان لباس ناسیونالیسم كرد را هم به تنش كرده اند. امروز حقانیت پیش بینیها و تحلیل كمونیستهای كردستان عیانتر از آن شده است كه احتیاج به استدلال داشته باشد. سياست حزب دمكرات همین بود كه اكنون خالد عزیزی بدون پرده پوشی آنرا بیان كرده است. آن‌ها میخواهند همانند اصلاح طلبان حكومتي در كردستان بخشی از این حكومت باشند. برای رسیدن به این مدینه فاضله حزب دمكرات ابتدا باید گدايي اجازه فعالیت از جنايتكاران حاكم بر ايران را بكند. غافل از اینكه همان دوم خردادیهایی كه حزب دمكرات چشم امید به آن‌ها دوخته است سرانشان اكنون در زندان هستند. اين همواره دير رسيدن و بي درايتي و بي كفايتي سياسي٬ ماهيت واقعي اين جريانات است.
ادامه دارد


لینک مصاحبه های هفته نامه روداوو با خالد عزیزی و سرکنسولگری حمهوری اسلامی

http://www.rudaw.net/newspapers/rudaw/2009/88/05.pdf

http://www.rudaw.net/newspapers/rudaw/2009/88/05.pdf

http://www.rudaw.net/details.aspx?lang=Kurdish&page=articles&c=Hevpeyvyn&id=15002