fredag 30 april 2010

قطعنامه مشترک ده تشکل کارگري ايران که در مراسمهاي فردا روز جهانى کارگر در ايران و سراسر جهان خوانده ميشود


ما ضمن اعتراض به وضعيت موجود که از روز جهاني کارگر سال گذشته به اين سو کارگران و عموم توده هاي مردم ايران را بيش از پيش در معرض سرکوب و تحميل بي حقوقي قرار داده است بر تحقق مطالبات زير پاي مي فشاريم و خواهان تحقق فوري و بي قيد شرط همه آنها هستيم:



1- برپايي تشكل هاي مستقل از دولت و کارفرما، اعتصاب، اعتراض، راهپيمائي، تجمع و آزادي بيان حق مسلم ما است و اين خواسته ها بايد بدون قيد و شرط به عنوان حقوق خدشه ناپذير اجتماعي كارگران و عموم مردم ايران به رسميت شناخته شوند



2- ما طرح قطع يارانه ها (هدفمند کردن يارانه ها ) و حداقل دستمزد 303 هزار توماني را تحميل مرگ تدريجي بر ميليونها خانواده کارگري ميدانيم و خواهان توقف فوري طرح قطع يارانه ها و افزايش حداقل دستمزدها به يک ميليون تومان هستيم



3- دستمزدهاي معوقه كارگران بايد فورا" و بي هيچ عذر و بهانه اي پرداخت شود و عدم پرداخت آن بايستي به مثابه يك جرم قابل تعقيب قضائي تلقي گردد و خسارت ناشي از آن به كارگران پرداخت شود



4- اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده و يا به سن اشتغال رسيده اند و آماده به كار هستند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند



5- ما خواهان محو قراردادهاي موقت و سفيد امضاء، تامين امنيت شغلي كارگران و تمامي مزد بگيران ، رعايت بالاترين استاندارد هاي بهداشت و ايمني کار و بر چيده شدن تمامي نهادهاي دست ساز دولتي از محيطهاي کار هستيم



6- ما خواهان لغو مجازات اعدام و آزادي فوري و بي قيد و شرط ابراهيم مددي ، منصور اسالو ، علي نجاتي و کليه فعالين کارگري و ديگر جنبش هاي اجتماعي و اعتراضي از زندان و توقف پيگرد هاي قضايي عليه آنان هستيم.



7- ما ضمن محكوم كردن هر گونه تعرض به اعتراضات کارگري و اعتراضات مردمي، اعتراض به هر گونه بي حقوقي و ابراز عقيده را حق مسلم و خدشه نا پذير کارگران و عموم مردم مي دانيم



8- ما خواهان لغو کليه قوانين تبعيض آميز نسبت به زنان و تضمين برابري کامل و بي قيد و شرط حقوق زنان و مردان در تمامي عرصه هاي زندگي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و خانوادگي هستيم



9- ما خواهان برخورداري تمامي بازنشستگان از يك زندگي مرفه و بدون دغدغه اقتصادي و رفع هرگونه تبعيض در پرداخت مستمري بازنشستگان و بهره مندي آنان از تامين اجتماعي و خدمات درماني هستيم



10- کار کودکان بايد محو گردد و تمامي کودکان بايد جداي از موقعيت اقتصادي و اجتماعي والدين، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و ن‍‍ژادي و مذهبي از امكانات آموزشي، رفاهي و بهداشتي يكسان و رايگاني برخوردار شوند



11- ما بدينوسيله پشتيباني خود را از تمامي جنبش هاي اجتماعي آزادي خواهانه اعلام مي داريم و دستگيري، محاكمه و به زندان افكندن فعالين اين جنبش ها را قويا" محكوم مي كنيم



12- ما ضمن اعلام حمايت قاطعانه از مطالبات معلمان، پرستاران و ساير اقشار زحمتكش جامعه ، خود را متحد آنها مي دانيم و خواهان تحقق فوري مطالبات آنان هستيم



13- ما بخشي از كارگران جهان هستيم و اخراج و تحميل هر گونه تبعيض بر كارگران مهاجر افغاني و ساير مليت ها را به هر بهانه اي محكوم مي كنيم



14- ما ضمن قدرداني از تمامي حمايت هاي بين المللي از مبارزات كارگران در ايران و حمايت قاطعانه از اعتراضات و خواسته هاي كارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان مي دانيم و بيش از هر زمان ديگري بر همبستگي بين المللي كارگران براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري تاكيد مي كنيم



15- اول ماه مه بايد تعطيل رسمي اعلام گردد و در تقويم رسمي كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاري مراسم اين روز ملغي گردد



زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگي بين المللي كارگران

1 مه 2010

11ارديبهشت1389



سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

سنديکاي کارگران شرکت نيشکر هفت تپه

اتحاديه آزاد کارگران ايران

هيئت بازگشائي سنديکاي فلز کار و مکانيک

هيئت بازگشايي سنديکاي کارگران نقاش

انجمن صنفي کارگران برق و فلز کار کرمانشاه

کميته پيگيري ايجاد تشکلهاي آزاد کارگري

کميته هماهنگي براي کمک به ايجاد تشکلهاي کارگري

انجمن دفاع از کارگران اخراجي و بيکار سقز

شوراي زنان

tisdag 27 april 2010

بيانيه جوانان ودانشجويان آزاديخواه وبرابري طلب ايران در باره اول ماه مه روز جهاني كارگر 89

مبارزه ي جنبش دانشجويي جزئي از مبارزه ي جنبش هاي اجتماعي(کارگري، زنان، جوانان و کل جامعه......) براي ساختن دنيايي انساني است. دنيايي که در آن خبري از استثمار انسان ها و مناسبات استبدادي سرمايه داري نيست. دنيايي که در آن اثري از ستم جنسي نيست. دنيايي که در آن انسان ها آزادانه سرنوشت خويش را تعيين مي کنند.

جنبش دانشجويي بر پايه ي منافع عيني و مشخصي که از نفس دانشجو بودن نشات بگيرد شکل نمي گيرد. به خصوص در شرایطی که هر گونه اعتراضی با زندان و سرکوب پاسخ میگیرد. انسانهای معترض را بخاطر بیان نظرات و اعتراضشان به زندان میبرند، در شرایطی که بخش عظیم دانشجویان فرزندان کارگران و بخش محروم جامعه هستند، دانشگاه بیش از بیش به تريبون اعتراض جامعه تبديل مي شود. و از همینرو دانشگاه همواره سنگر آزادیخواهی بوده است.

طي يک سال گذشته شاهد گسترش سرکوب جنبش هاي اجتماعي و از آن جمله سرکوب جنبش دانشجويي بوده ايم. توطئه و پرونده سازي عليه فعالين جنبش دانشجويي،بازداشت، اخراج و تعليق شمار زيادي از فعالين اين جنبش، کنترل پوشش دختران دانشجو وسهميه بندي جنسيتي تنها گوشه اي از پرونده ي سرکوب جنبش دانشجويي بوده است. درمقابل ما شاهد اعتراضات هر روزه دانشجویان بوده ایم. اما این اعتراضات محلی، غیرمتشکل و دانشگاه به دانشگاه بوده است. ضرورت مقاومت سراسري و پيگيرانه به صورت بلاواسطه اي به مساله ي تشکل هاي مستقل دانشجويي گره مي خورد. تشکل هايي که سخنگوی اعتراض دانشجویان است. مستقل از دولت است. قدرت خود را در اتحاد و تشکل خود مییبنید. تشکلهایی که خود را در همبستگی با مبارزات کل جامعه میداند. و امروز در آستانه اول مه خود را کنار صف میلیونی کارگران می بیند.

خصوصا اینکه اول مه بهترین فرصت برای اعتراض به کل این بیحقوقی ها و نابرابری هاست. و اول ماه مه نه تنها روز کارگران بلکه روز همه ما مردم، همه ما دانشجویان، همه معلمان و همه بخش های جامعه استاست. در اول مه ما دانشجویان نیز دوش به دوش همه کارگران جهان، به خیابانها می آییم و صدای اعتراض خود را بلند میکنیم. ما در اول مه بر خواستهای فوری زیر تاکید داریم:

1- آزادي بي قيد و شرط تمامی زندانیان سیاسی از زندان. از جمله دانشجويان زنداني(مجيد توكلي ، شيوا نظر و تمامی دانشجویان در بند باید آزاد شوند و پرونده های قضایی آنها لغو گردد و همه دانشجویان اخراجی باید به کلاس هایشان بازگردند. همچنین منصور اسانلو، ابراهیم مددی و علی نجاتی از کارگران زندانی باید فورا آزاد شوند. فرزاد کمانگر و علیرضا قنبری دو معلمی که حکم اعدام بر روی سرشان قرار دارد، باید فورا آزاد شوند و احکام صادر شده برای آنها لغو شود. ما خواهان آزادی فوری همه زندانیان سیاسی از زندان هستیم.

2- مجازات اعدام باید لغو شود. سنگسار باید لغو شود. ما یک جامعه شاد و انسانی میخواهیم

3- نیروهای سرکوبگر از جمله کمیته های انضباطی و حراست باید از دانشگاه اخراج شوند. نیروهای سرکوبگر باید از کارخانجات و از همه مراکز کار و از خیابانها جمع شوند. دانشگاه باید از یورش نیروی انتظامی مصون باشد. دوربین ها مداربسته در دانشگاهها و در اماکن عمومی جمع شوند. ما جامعه ای آزاد و امن میخواهیم.

4- ما خواهان آزادی بدون قید و شرط عقیده هستیم. داشتن حق تشکل، حق اعتصاب، حق تجمع از حقوق پایه ای همه مردم و ما دانشجویان است.

5- تحصیل رایگان عمومی حق همه مردم است. دانشجویان باید از امکانات کافی رفاهی، شرایط مناسب تحصیلی برخوردار شوند.

6- باید فشار از روی استادان آزادیخواه برداشته شود. به روال بازنشسته کردن اجباری این استادان و اخراج و تهدید آنان خاتمه داده شود.

7- ما خواهان لغو همه قوانین تبعیض آمیز علیه زنان و برابری کامل زن و مرد در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در جامعه هستیم. ما خواهان فوری هر گونه تبعیضی علیه دختران و جدا سازی جنسیتی و حجاب اجباری برای زنان نه تنها در دانشگاه بلکه در کل جامعه هستیم. باید به سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه

8- باید بساط هر گونه سانسور و تفتیش و کنترل در جامعه و بویژه در دانشگاهها جمع شود. از جمله فيلترينگ سايت هاي اينترنتي در دانشگاه و جامعه متوقف شود. از نشریات توقیف شده دانشجویی رفع توقیف شود. انتشار آزاد عقاید و نظرات و چاپ نشریات حق مسلم ماست. باید به تجسس پیاپی خوابگاههای دانشجویی خاتمه داده شود

9- حق هر کس به اینکه بتواند به زبان مادری خویش در کلیه فعالیت های اجتماعی شرکت کند و از کلیه امکانات اجتماعی مورد استفاده همگان بهره مند شود محفوظ باشد. باید همه شهروندان جامعه از رفاه و نعمات جامعه بدور از هر گونه تبعیض قومی، نزادی، جنسی، مذهی و غیره. برخوردار باشند.

10 – فشار بر روی کارگران و مهاجران افغان و خارجی باید فورا برداشته شود. مهاجران افغان باید از حقوق برابر با هر شهروند ایرانی برخوردار باشند. کودکان آنها باید از حق تحصیل رایگان برخوردار باشند.

11- ما از خواستهای فوری کارگری همجون پرداخت دستمزدهای پرداخت نشده، لغو قراردادهاي موقت و سفيد امضا، متوقف شدن فوری بیکارسازیها، ایمنی محیط های کار و در راس همه حداقل دستمزد در قدم اول یک میلیون تومان حمایت و پشتیبانی میکنیم.

12- ما از خواستهای معلمان برای یک آموزش و پرورش مدرن و انسانی و جدایی مذهب از آموزش و پرورش و زندگی ای شایسته انسان برای معلمان و حداقل حقوق یک میلیون تومان برای آنان حمایت میکنیم.

13- ما بر لغو فوری کار کودکان و برخورداری همه کودکان از امکانات رفاهی و تحصیل رایگان، بدور از اینکه در چه وضعیت خانوادگی قراردارند تاکید میکنیم. همه انسانهای جامعه باید بدور از هر گونه تعبیض جسنیتی، نزادی و مذهبی از موقعیتی برابر برخوردار باشند. رفاه حق همه کودکان است.

14 نزدیک به یکسال است که مردم برای همه این خواستها مبارزه میکنند. جواب خواستهای مردم سرکوب بوده است. ما سرکوب اعتراضات مردمی را محکوم میکنیم. ما خواستار محاکمه عاملین و مسببین کشتار مردم هستیم.

در آخر باری دیگر حمایت قاطعانه خود را از خواستها و مطالبات کارگران، معلمان، پرستاران و همه مردم اعلام میکنیم و خود را متحد مبارزات برحقشان میدانیم. از همین رو ما اعلام میکنیم که قطعنامه ده تشکل کارگری که به مناسبت اول مه داده شده را مورد حمایت و پشتیبانی قرار میدهیم. خواستهای این قطعنامه خواستهای همه مردم است. در عین حال ما مردم آزادیخواه جهان را به حمایت گسترده از مبارزات خود فرا میخوانیم.

جوانان ودانشجويان آزاديخواه وبرابري طلب ارديبهشت 89

زنده باد اتحاد جوانان ودانشجويان وكارگران وزنان معلمان


يک توصيه دوستانه به دانشجويان و دانش آموزان عزيز!والدين کارگر خود را در روز جهاني کارگر همراهي کنيد.

از هم اکنون دست بکار شويد .اطلا عيه و قطعنامه سراسري کارگران را چاپ کنيد ضمن در اختيار گذاشتن نسخه هايي از آن به والدين خود ٬ آن را در سطحي وسيع پخش کنيد.
شرکت همسران و فرزندان کارگران در تجمعات کارگري مهم و حياتي است.در تجمعات والدين خود را تنها نگزاريد .
در اينجا متن اطلاعيه و قطعنامه سراسري را ملاحظه ميکنيد

بيانيه رسمي شماره 1 شوراي برگزاري مراسم روز جهاني كارگر سال 89: كارگران، معلمان، دانشجويان، پرستاران، مزدبگيران !

فرستادن  به ایمیل چاپ

(شنبه - يازده ارديبهشت- تهران ،ساعت 5 عصر ، مقابل وزارت كار )

كارگران، معلمان، دانشجويان، پرستاران، مزدبگيران !

زنان و مردان و عموم مردم آزادايخواه!

روز جهاني كارگر ( يازده ارديبهشت) ،روز اول ماه مه در امسال ،روز تلفيق خواسته ها و مطالبات‌ دموكراتيك و آزاديخواهانه با مطالبات اقتصادي و سياسي همه ي ماست.

بدون گره خوردن مطالبات اقتصادي ما از طريق قدرت طبقاتي و متشكل ما، با خواسته هاي آزاديخواهانه و دموكراتيك،‌ اعتراضات ما تنها و تنها تبديل به ابزاري براي به قدرت رسيدن گروه و جناحي ديگر از جناح هاي سرمايه داري خواهد بود. برابري اقتصادي و برابري اجتماعي- سياسي بدون يكديگر از مفهوم تهي خواهد شد. امسال در روز جهاني كارگر، ما بر عليه فقر، نا برابري ، سطح پايين دستمزدها ،حقوق هاي معوقه،‌عدم امنيت شغلي ،حذف سوبسيد ها(طرح هدفمند كردن يارانه ها )، سركوب هاي سياسي و اجتماعي و در يك كلام سركوب كرامت انساني خود به اعتراض بر خواهيم خواست.

در روز جهاني كارگر سال 89 (شنبه ،يازده ارديبهشت)،‌ مهمترين خواسته ها و مطالبات عمومي مردم و به وي‍ژه مطالبات كارگري ِ زير(كه خلاصه ي مطالبات و از عمده ترين خواسته هاي كارگري ميباشند)، در شعارها و خواسته هاي ما و در همه جا مطرح خواهد شد و تلاش ما كارگران بر اين خواهد بود كه نه تنها در مراسم هاي اين روز ،بلكه پس از آن و در هر جا و هر زمان و بيش از پيش براي تحقق اين خواسته ها دست به مبارزات خستگي ناپذيربزنيم.

1- ما خواستار آزادي فوري و بدون قيد وشرط تمامي زندانيان سياسي ( اعم از زندانيان كارگري و معلمان، دانشجويان، زنان فعالين حقوق كودك ، روزنامه نگاران) و تمامي زندانيان عقيده و بيان و تمامي زندانيان حوادث اخيرهستيم. اعتراض و آزادي بيان جزو حقوق ابتدايي و مسلم مردم است. تمامي احكام قضايي صادره براي فعالي سياسي- اجتماعي و كارگري لغو و تعقيب قضايي عليه آنان متوقف بايد گردد.

2- آزادي تشكل هاي مستقل طبقاتي، آزادي انجمن ها، تحزب، اعتراض و اعتصاب و آزادي مطبوعات و آزادي بيان و انديشه، حق مسلم انساني ماست. ما براي كسب اين حقوق و مطالبات دست از مبارزه برنخواهيم داشت.

3- تعيين حداقل دستمزد 303 هزارتومان اعلام شده توسط شوراي عالي كار ، درحاليكه خط فقر اعلام شده توسط برخي نهاد هاي رسمي حاكميت 900 هزارتومان است، نشان از عطش بي پايان نظام سرمايه داري به استثمار هرچه بيشتر كارگران و مزد بگيران و كسب سود هرچه بيشتر است. ما خواهان اعلام حداقل دستمزد توسط نمايندگان مستقل كارگري و تشكل هاي مستقل آنان و براساس حداقل هاي يك زندگي شرافتمندانه و انساني هستيم.

4- ما درمقابل طرح ضد انساني ،سود محورانه و وحشيانه ي حذف سوبسيد ها ( هدفمند كردن يارانه ها) كه چيزي جز خوش خدمتي به منافع سرمايه داري داخلي و جهاني نيست، دست از هرگونه اعتراض و اعتصاب برنخواهيم داشت و عموم مردم را دعوت به اعتراضات گسترده عليه هر درجه از اعمال اين اقدام ضد مردمي مي نماييم.

5- ما ضمن تأكيد بر لزوم تأمين تمامي بازنشستگان براي داشتن يك زندگي انساني وشرافتمندانه، خواهان برچيده شدن قوانين بردگي مدرن و روش هاي آن از جمله قراردادهاي سفيد امضا و قراردادهاي موقت هستيم.

6- ما خواهان برخورداري تمامي افراد جامعه از آموزش، بهداشت و خدمات عمومي رايگان هستيم.

7- ما جنبش هاي اجتماعي ديگر مانند جنبش زنان، جنبش حقوق كودك و جنبش دانشجويي را متحد خود مي دانيم و هرگونه تعرض به آنان را تعرض به جنبش كارگري و تجاوز به كرامت انساني ِاكثريت افراد اجتماع مي دانيم.

8- ما ضمن حمايت از كارگران مهاجر در ايران از جمله مهاجرين افغان،‌خود را در صف مبارزه جهاني طبقه كارگرمي بينيم و از مطالبات و خواسته هاي تمامي كارگران جهان حمايت مي كنيم. همچنين ما خواستار آن هستيم كه روز اول ماه مه،‌ تعطيلي رسمي اعلام شود و هرگونه ممنوعيت اجراي مراسم در اين روز ملغي گردد.

زنده باد همبستگي جهاني طبقه ي كارگر-5/2/89

( 1may1389@gmail.com آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید ) شوراي برگزاري مراسم روز جهاني كارگر – سال89

زمان و مكان برنام

شوراي برگزاري مراسم روز جهاني كارگر سال 89 با لحاظ كردن امكانات زماني و مكاني مختلف ،ضمن دعوت از ديگر افراد و گروه هايي كه به دليل تاخير ما در اعلام برنامه و به دليل عدم انسجام و برنامه اي از پيش تعيين شده ،زمان ها و مكان هاي احتمالي ديگري را براي مراسم اين روز پيشنهاد كرده بودند ، اعلام ميكند ما كارگران ،مستقل از هرگونه مطالبات و برنامه هايي كه هر گروه يا گرايش فكري- سياسي اعلام نموده است ،با طرح مطالبات و شعارهاي مستقل خود (از جمله مطالبات ِهشت گانه ي فوق )،در روز شنبه يازده ارديبهشت ،بدين ترتيب گرد هم خواهيم امد و مطالبات خود را فرياد خواهيم زد :

مراسم روز جهاني كارگر: تهران – ساعت 5 عصر – خيابان آزادي، مقابل وزارت كار و سپس راهپيمايي به سمت ميدان انقلاب (عبور از مسير خيابان هاي خوش ،رودكي، نواب،اسكندري ،جمالزاده – ميدان انقلاب ) و در شهرستان ها در مقابل ادارات كار يا مكان هاي منتخب خود كارگران و در ساعاتي كه اعلام مينمايند


فراخون ده تشکل کارگرى ايران: قطعنامه مشترک روز جهانى کارگر

فرستادن  به ایمیل چاپ
اول ماه مه روز همبستگي بين المللي طبقه کارگر و روز اعتراض جهاني کارگران به فقر و فلاکت و نابرابري است. در اين روز ميليونها کارگر در سراسر جهان دست از کار مي کشند، خيابانها را به تسخير خود در مي آورند و با اعلام خشم و انزجار از مصائب بي شماري که نظام سرمايه داري بر بشريت تحميل کرده است، رهائي از ستم و استثمار و بر پائي دنيائي بهتر را فرياد ميزنند.

طنين اعتراض به مشقات نظام سرمايه داري و برابري خواهي کارگران در اقصي نقاط جهان در حالي در روز اول ماه مه پهنه گيتي را در برميگيرد که علاوه بر ممنوعيت برگزاري مراسم اين روز در ايران، هم اکنون بسياري از کارگران برگزار کننده مراسم اول ماه مه سال 88 يا به زندان محکوم شده اند و يا در معرض صدور احکام سنگين قضائي قرار دارند و دهها تن از فعالين و رهبران کارگري به جرم برپائي تشکلهاي کارگري و دفاع از حقوق انساني شان در زندانها بسر ميبرند.

تحميل چنين ابعاد وحشتناکي از بي حقوقي اجتماعي بر کارگران ايران در شرايطي است که سيستم سرمايه داري ايران پس از گذشت سه دهه از انقلاب بهمن 57، دستمزد کارگران را به يک چهارم مبلغ زير خط فقر تقليل داده و با عدم پرداخت بموقع اين دستمزدها و اخراج و بيکار سازي توده هاي عظيمي از کارگران و رواج قراردادهاي موقت و سفيد امضا شرايط به غايت جهنمي را بر ميليونها خانواده کارگري تحميل کرده است و امروزه براي تضمين بيش از پيش سود آوري سرمايه با به تعطيلي کشاندن کارخانه ها و طرح قطع يارانه ها در صدد است تا آخرين لقمه ها براي زنده ماندن ميليونها خانواده کارگري را از سفره آنان به جيب صاحبان سرمايه سرازير کند.

اما همانگونه که ما کارگران ايران در انقلاب بهمن 57 و سالهاي اخير نشان داديم تاب تحمل اينهمه فلاکت و بي حقوقي را نخواهيم آورد و عليرغم زندان و سرکوب، پيشاپيش عموم مردم ايران در مقابل لگد مال شدن بديهي ترين حقوق انساني خود ايستادگي خواهيم کرد و اجازه نخواهيم داد بيش از اين حق حيات و هستي ما را به تباهي بکشانند. ما توليد کنندگان اصلي تمامي ثروتها و تعمات موجود در جامعه هستيم و داشتن يک زندگي انساني مطابق با بالاترين استانداردهاي زندگي بشر امروز را حق مسلم خود و عموم توده هاي مردم ايران ميدانيم.

در اين راستا ما ضمن اعتراض به وضعيت موجود که از روز جهاني کارگر سال گذشته به اين سو کارگران و عموم توده هاي مردم ايران را بيش از پيش در معرض سرکوب و تحميل بي حقوقي قرار داده است بر تحقق مطالبات زير پاي مي فشاريم و خواهان تحقق فوري و بي قيد شرط همه آنها هستيم:

1- برپايي تشكل هاي مستقل از دولت و کارفرما، اعتصاب، اعتراض، راهپيمائي، تجمع و آزادي بيان حق مسلم ما است و اين خواسته ها بايد بدون قيد و شرط به عنوان حقوق خدشه ناپذير اجتماعي كارگران و عموم مردم ايران به رسميت شناخته شوند

2- ما طرح قطع يارانه ها (هدفمند کردن يارانه ها ) و حداقل دستمزد 303 هزار توماني را تحميل مرگ تدريجي بر ميليونها خانواده کارگري ميدانيم و خواهان توقف فوري طرح قطع يارانه ها و افزايش حداقل دستمزدها به يک ميليون تومان هستيم

3- دستمزدهاي معوقه كارگران بايد فورا" و بي هيچ عذر و بهانه اي پرداخت شود و عدم پرداخت آن بايستي به مثابه يك جرم قابل تعقيب قضائي تلقي گردد و خسارت ناشي از آن به كارگران پرداخت شود

4- اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده و يا به سن اشتغال رسيده اند و آماده به كار هستند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند

5- ما خواهان محو قراردادهاي موقت و سفيد امضاء، تامين امنيت شغلي كارگران و تمامي مزد بگيران ، رعايت بالاترين استاندارد هاي بهداشت و ايمني کار و بر چيده شدن تمامي نهادهاي دست ساز دولتي از محيطهاي کار هستيم

6- ما خواهان لغو مجازات اعدام و آزادي فوري و بي قيد و شرط ابراهيم مددي ، منصور اسالو ، علي نجاتي و کليه فعالين کارگري و ديگر جنبش هاي اجتماعي و اعتراضي از زندان و توقف پيگرد هاي قضايي عليه آنان هستيم.

7- ما ضمن محكوم كردن هر گونه تعرض به اعتراضات کارگري و اعتراضات مردمي، اعتراض به هر گونه بي حقوقي و ابراز عقيده را حق مسلم و خدشه نا پذير کارگران و عموم مردم مي دانيم

8- ما خواهان لغو کليه قوانين تبعيض آميز نسبت به زنان و تضمين برابري کامل و بي قيد و شرط حقوق زنان و مردان در تمامي عرصه هاي زندگي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و خانوادگي هستيم

9- ما خواهان برخورداري تمامي بازنشستگان از يك زندگي مرفه و بدون دغدغه اقتصادي و رفع هرگونه تبعيض در پرداخت مستمري بازنشستگان و بهره مندي آنان از تامين اجتماعي و خدمات درماني هستيم

10- کار کودکان بايد محو گردد و تمامي کودکان بايد جداي از موقعيت اقتصادي و اجتماعي والدين، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و ن‍‍ژادي و مذهبي از امكانات آموزشي، رفاهي و بهداشتي يكسان و رايگاني برخوردار شوند

11- ما بدينوسيله پشتيباني خود را از تمامي جنبش هاي اجتماعي آزادي خواهانه اعلام مي داريم و دستگيري، محاكمه و به زندان افكندن فعالين اين جنبش ها را قويا" محكوم مي كنيم

12- ما ضمن اعلام حمايت قاطعانه از مطالبات معلمان، پرستاران و ساير اقشار زحمتكش جامعه ، خود را متحد آنها مي دانيم و خواهان تحقق فوري مطالبات آنان هستيم

13- ما بخشي از كارگران جهان هستيم و اخراج و تحميل هر گونه تبعيض بر كارگران مهاجر افغاني و ساير مليت ها را به هر بهانه اي محكوم مي كنيم

14- ما ضمن قدرداني از تمامي حمايت هاي بين المللي از مبارزات كارگران در ايران و حمايت قاطعانه از اعتراضات و خواسته هاي كارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان مي دانيم و بيش از هر زمان ديگري بر همبستگي بين المللي كارگران براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري تاكيد مي كنيم

15- اول ماه مه بايد تعطيل رسمي اعلام گردد و در تقويم رسمي كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاري مراسم اين روز ملغي گردد

زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگي بين المللي كارگران

1 مه 2010

11ارديبهشت1389

سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

سنديکاي کارگران شرکت نيشکر هفت تپه

اتحاديه آزاد کارگران ايران

هيئت بازگشائي سنديکاي فلز کار و مکانيک

هيئت بازگشايي سنديکاي کارگران نقاش

انجمن صنفي کارگران برق و فلز کار کرمانشاه

کميته پيگيري ايجاد تشکلهاي آزاد کارگري

کميته هماهنگي براي کمک به ايجاد تشکلهاي کارگري

انجمن دفاع از کارگران اخراجي و بيکار سقز

شوراي زنان


torsdag 22 april 2010

اول مه روز جهانی كارگر و وضعیت کودکان

كريم شاه محمدی

فرستادن  به ایمیل چاپ

Karim_shahmahamadi

مصاحبه ايسكرا با كريم شاه محمدی

ايسكرا: به اول مه نزدیك می شویم و هر سال در تظاهراتها و در صدور قطعنامه كارگران، موضوع كار كودكان یكی از بندهای قطعنامه هاست. سوال از شما بعنوان مسئول و یا یكی از فعالین عرصه نهاد كودكان مقدمند اين است كه كار كودكان در ایران در چه سطحی مطرح است؟ و مضرات این كار كدامها هستند؟

كريم شاه محمدی: قبل از اينكه به جواب سؤال شما پاسخ بدهم لازم دانستم به سوال عمومی تری اشاره ای داشته باشيم که به همین سئوال مربوط است. مثلا از من پرسیده اند شما كه مدافع حقوق كودكان هستيد چرا در مراسمهای اول مه روز جهانی كارگر شركت کرده و فعال هستید؟ آیا حقوق کودک با روز جهانی كارگر ارتباطی دارد؟

جواب من اين بوده و هست که ای كاش هيچ كودكی تا سن ١٨ سالگی در پای چرخ كارخانه ها و كارگاها، در کوره پزخانه و قالی بافیها، در کوه و بیابان و خیابانها زندگيشان به تباهي نمي رفت، كاش همه كودكان از دوران كودكيشان لذت مي بردند و به ورزش و تفريخ و درس خواندن می پرداختند، ولی می بينيم كه اينطور نيست، كافی است به آمار كودكان كار و خيابان و سوء استفاده هایی كه از كودكان می شود نگاهی بيندازيم آنموقع متوجه خواهيم شد كه سطح فاجعه چقدر عميق و غيره انسانی و ضد كودك است. بر اساس آخرین تحقیقات آماری، 250 میلیون کودک کار و خیابان در کشورهای در حال توسعه وجود دارد که در مقطع 5 تا 14 سالگی هستند. با وصف اینکه چنین آماری دقیق نیست و بیشتر از این است ولی شواهد نشان می دهد که از همین كودكان به اندازه يك كارگر با دستمزدهای ناچیزی کار کشیده می شود، یعنی در واقع استثمار دو برابر. و از طرف دیگر کودکان شامل بیمه های اجتماعی، البته اگر وجود داشته باشد نمی شوند. این وضعیت شامل کودکانی می شود که خانواده هایشان کارگرند و امکان تامین زندگی و معیشت کودکانشان را ندارند یا اینکه بی کار هستند و در آمدی ندارند. در صورتی که در همین دنیای وارونه که شاهدش هستیم، این امکان هست که کودکان چنین وضعیتی نداشته باشند.

در کشورهای غربی نه تنها کار کودکان ممنوع است بلکه کودکان از بیمه های اجتماعی بر خوردارهستند، تحصیل رایگان تا مقطع دانشگاه، بیمه درمانی و امکانات تفریحی و سرگرمی و دیگر کودک مجبور نیست تا برای بقای زندگی اش کار کند. دولت در مقابل زندگی و آینده کودکان مسئول و پاسخگو است. چنین امکان و موقعیتی نه از سر کودک دوستی سیستم حاکم بلکه چنین دستاوردی نتیجه سالها مبارزه ای بوده است که جامعه به دولت تحمیل کرده است تا جایی که به قوانین، نرم و فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شده است.

از طرف دیگربا توجه به اینکه در هر گوشه این دنیا نظام طبقاتی بر جامعه حاکم است منتها کودکی که در یک کشوری مثل سوئد بدنیا می آید، از این دستاوردهایی که به آن اشاره کردم بهرمند است ولی در جایی مثل ایران کودکی که به حکم تصادف در این جغرافیای معین بدنیا آمده است ناچار می شود در این سنین بسیار پایین و برای کمک هزینه خود و خانواده اش به شاق ترین کارها بپردازد. این را در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی باید جنایت علیه کودکان نام نهاد. که اگر شانس بیاورد و از بی امکاناتی نمیرد و دچار دهها مشکل اجتماعی نظیر اعتیاد، خرید و فروش، سر به نیست شدن نشود و بدلیل نداشتن سرپرست و نبود هیچ حمایت مادی و معنوی، در بهترین حالت و در سن کودکی ناچارا به خیل کارگران مزدبگیر می پیوندد و یا با مزد کم و هر نوع سو استفاده دیگر، روز را به شب می رساند، بنا بر این سوال اینجا ست کی مسئول این شرایط اسفناک کودکان است؟ و چه کسانی و چه موقع و کجا باید به این بی حقوقی اعتراض کرد؟

به نظرم روز جهانی کارگران چنین روز و موقعیتی است که در دفاع از حقوق کودکان قطعنامه داده شود و به این وضعیت دهشتناکی که حاکمیت سود و سرمایه در ایران به میلیونها کودک تحمیل کرده است باید اعتراض کرد و به کار کودکان نه گفت.

حال به سوالی که شما مطرح کرده اید بر گردیم، بنا به آماری که خود جمهوری اسلامی داده است کودکان در سطح بسار گسترده ای کار می کنند. هر چند آمارهایی که جمهوری اسلامی منتشر می کند به هیچ وجه معتبر نیست و آنرا را باید بیشتر از آنچه که ادعا می کنند محسوب کرد ولی نوشته شده است که از مجموع 13 میلیون و 253 هزار کودک در سن 10 تا 18 سالگی در سال 85 ، سه میلیون و شش صد هزار کودک خارج از چرخ تحصیل بوده اند و یک میلیون و هفتصد هزار کودک به صورت مستقیم درگیر کار کردن بوده اند.البته همانطور که اشاره کردم این آمارها قابل اطمینان نیست، مثلا آمار کودکانی که در دهات کار می کنند یا در خیابانها مشغول واکس زدن یا دست فروشی هستند و یا تعداد قابل ملاحظه ای از کودکان که از کشورهای دیگر مهاجرت کرده اند که خیلی از آنها اصلا شناسنامه ندارند و یا شناسنامه ای به این کودکان داده نمی شود. به هر حال اینجا منظورم صرفا تدقیق آماری مسئله نیست بلکه منظور این است که بطور مثال اگر حتی تنها یک کودک و فقط یک کودک در چنین شرایط غیر انسانی قرار بگیرد نباید این کودک ناچار به کار کردن برای تامین مایحتاج زندگی خود شود و برود کار کند. قبل از هر کس و هر چیز، این دولت است که مسئول تامین و حمایت های اجتماعی، آموزشی و بهداشت و سلامتی کودک است. کار کردن در سن و سال کودکی که هنوز کودک محسوب می شود و به سن قانونی 18 سال نرسیده است، از هر نظر به لحاظ جسمی، فکری، روحی و اجتماعی لطمات جبران ناپذیری بر او وارد خواهد ساخت. کافی است برای یک لحظه آرزو و احساس کودکی را مجسم کرد که چرا او نمی تواند به مدرسه برود؟، چرا نمی تواند بازی کند؟. خریدن اسباب بازی و نیازمندیهای اولیه، طی کردن دنیای کودکانه او به بخشی از آرزوهایش که مدام بر بالای سرش می چرخد تبدیل می شود و زیر بار کار تاقت فرسا هر روزه فرسودگیش را احساس می کند، آنموقع متوجه می شویم که به لحاض روحی و جسمی چه لطماتی بر بدن نازک و نحیفش وارد می آید، کار کردن کودکان آنان را دچار نارحتیهائی از جمله بیماریهای چشمی، بیماریهای تنفسی، اختلال در شنوائی، بیماریهای پوستی و قلبی می کند، کودکان کار و خیابان در چنین شرایط سخت و وحشتناکی به سر می برند.

.

ايسكرا: جنبه هایی که اشاره کردید بسیار دردناک و واقعا برای کودکانی که بقول شما بر حسب تصادف در کشورهایی نظیر ایران تحت حاکمیت حکومتهای ضد کودک بدنیا آمده اند بسیار تکاندهنده است. هر چند در صحبتهایتان به نقش دولت اشاره کردید اما چه کسی در قبال سرنوشت و آینده کودکان مسئول است؟ دولت یا خانواده ؟ چرا باید كار كودكان ممنوع باشد؟

كريم شاه محمدی: در این مورد همچون موارد زیاد دیگری که شاید فرصت اشاره کردن به آن نشد، قطعا دولت و جامعه مسئول است، چرا که خانواده و یا هر کسی در هر جامعه ای که زندگی می کند، تحت نظارت دولت و قوانین و مقراراتی که تدوین شده است قرار دارد، این وظیفه دولت است که کودکان را تحت پوشش بیمه های اجتماعی، کمک هزینه های ویژه و دیگر نیازمندیهای کودکان قرار دهد. دولتها به این خاطر بهشان دولت گفته می شود که موظف و مسئول در قبال نه تنها کودکان بلکه در قبال کل شهروندان جامعه هستند. خانوادها برای بقای خود و فرزندنشان نباید ناگزیر شوند که كودكان خود را به چنین کارهای تاقت فرسا و خطر ناکی وادارند. بنابر این هیچ گونه دلیلی موجه نیست و کار کودک باید ممنوع شود، پیشرفت بشر اينرا نشان داده و به اثبات رسانیده است كه كار در دوران كودكی به رشد طبيعي كودك چه به لحاظ جسمي و چه به لحاظ ذهني، روحی و اجتماعي صدمه جدي مي زند. كودك در دوران كودكي نیازمند کودکی کردن است، نیازمند بازی، آموزش سالم بر اساس دستاوردهای مدرن و مترقی دنیای امروز است، نیازمند فضایی شاد، امن و خلاق است.

ايسكرا: در جواب به کسانی كه امكان تامین زندگی خود و خانواده شان را ندارند و به همین خاطر مجبورند فرزندان خود را وادر به كارهای شاق بویژه در شهرهای کردستان به کارهایی از جمله قالیبافی و یا در كوره پزخانه ها، دستفروشی و کارهایی از این قبیل می کنند چه باید گفت و راه حل چیست؟

كريم شاه محمدی: به نظر من اينرا به خانواده ها مي توان گفت که برای تامین يك لقمه نان بخور و نمير مجاز نيستند كه زندگي كودكانشان را به مخاطره و تباهي بكشانند. به جاي اين به دولتي كه باني فقر و بدبختي و تحمیل این وضعیت جهنمی شده است بايد اعتراض كرد و از راههای مختلف و با مبارزه خود دولت را موظف كرد كه نه تنها باید این شرایط برده وار را که به نان آوران این کودکان تحمیل کرده است باید کنار زده شود بلکه وضعیت و شرایط کودکان باید مطابق با استاندارهای تا کنونی در کشورهای غربی باشد.

ايسكرا: فراخوان شما به فعالین و مدافعین حقوق كودكان چیست٬ و بخصوص در آستانه اول مه چگونه می توان ممنوعیت كار كودكان را به بحثهای محافل و جمعها و همچنین به قطعنامه های اول مه وصل كرد؟

كريم شاه محمدی: فراخوان من به همه فعالين ومدافعين حقوق كودك و همه انسانهاي كودك دوست اين است كه همه با هم به كار كودك نه گفته و به دولتي كه زير كنوانسيون حقوق كودك را امضا كرده است اعتراض كرد و اينرا تاكيد كنيم كه تضمین و تامین امکانات رفاهی٬ آموزشی٬ بهداشتی و درمانی کودکان برابر با آخرین استانداردهای کشورهای غربی، وظيفه دولت است و دولت موظف است استاندارد واحدی از رفاه و امکانات رشد مادی و معنوی کودکان و نوجوانان را، در بالاترین سطح ممکن، تضمین کند و ما بايد بر اين خواست پا يه اي به عنوان حق و حقوق كودك پا فشاري كنيم.

lördag 10 april 2010

سيامك بهاري: سقوط دولت قرقيزستان با قدرت مردم خشمگين


فرستادن  به ایمیل چاپ
Siamak-bahari

در پي تظاهرات هاي وسيع و ميليوني و سراسري و درگيريها و اعتراضات گسترده، بنا به تازه ترين خبرها دولت قرقيزستان سقوط كرده، رئيس جمهور فراري شده و دولت موقتي تشكيل شده است. سقوط دولت "قربان بیک باقی اف" و تشکیل دولت موقت درمحل کاخ ریاست جمهوری در قرقیزستان٬ آخرین خبر در باره تحولات شتابنده این کشور تا این لحظه است. سیر حوادث سریعتر از آن پیش میرود که بتوان تصور کرد. صدها کشته وهزاران زخمی و تاسیسات دولتی منهدم شده ومردمی که در انتظار بهبود شرایط وخیم اجتماعی و اقتصادی هستند و لشگر گرسنگانی که با هجوم به فروشگاههای لوکسی نطیر "داردوی پلازا" و "نرادنی" در پی سیر کردن و تامین موقتی خود هستند تصویر کنونی جامعه است. بنا به گفته (رزا آتونبایوا) وزیر امورخارجه پیشین و رهبر دولت موقت تازه تاسیس؛ پارلمان قرقیزستان منحل اعلام شده و قرار است حداکثر ظرف شش ماه با تدوین قانون اساسی جدید، برگزاری انتخابات مجدد را فراهم شود. ادامه اعتراضات وسیع درچند شهر عمده دیگر ازجمله در تالاس٬ ناريان و توکموک با تصرف ساختمانهای دولتی و مقر فرمانداریها و خلع سلاح نیروهای نظامی و سرانجام محاصره و تصرف ساختمانهای رادیو تلویزیون٬ پارلمان و کاخ ریاست جمهوری در بیشکک٬ پایان کار حکومت پنج ساله باقی اف بود. پنج سال پیش او سوار بر موج اعتراض علیه فساد و تباهی٬ بیکاری گسترده٬ وضعیت وخیم اقتصادی و وابستگی بی چون وچرا به روسیه با وعده بهبود اوضاع بقدرت رسید. برخلاف روایت رایج و فوکوس رسانه های غربی٬ قبل از آنکه نگاهها به موقعیت حساس قرقیزستان در آسیای میانه٬ بعلت وجود پایگاه نظامی واستراتژیک "مناس" متعلق به امریکا و پایگاه نظامی "کانت" متعلق به روسیه و مرزهای مشترک با این و یا آن کشورجلب شود٬ درمیانه غوغای مانورهای بمب افکنها و عملیات پیچیده نـظامی ــ امنیتی پایگاهها٬ باید نگاهها و توجه عمیق به اکثریت مردم و مطالبات پایه ای آنها علیه فقر و تهیدستی و فلاکتی که با آن دست و پنجه نرم میکنند جلب شود! اينكه در ادامه اين شورشها و اعتراضات و سقوط دولت چه پيش خواهد آمد دقيقا روشن نيست. اما روشن است كه اساس رويدادي كه در جريان است، خشم مردمي است كه نان و رفاه و امنيت و آزادي ميخواهند. بیکاری وسیع٬ گرانی سرسام آور٬ نبود آزادیهای مدنی بی تامینی و عقب نگهداشتن یک جامعه پنج میلیونی از تحولات صنعتی و تکنولوژیک جهان معاصر٬ رها شدن مردمی که چند دهه است اماج سیاست بازیهای جنگ سرد٬ سپس بازیچه دست سیاست نظم نوین جهانی و عاقبت سیاست حکومتهای فاسدی که تلاش کردند با پاسخ به مدلهای اقتصادی بانک جهانی٬ بخشی از چرخه گردش سرمایه جهانی را از ورطه سقوط نجات دهد، زمینه ساز اعتراض و انفجار عظیم اجتماعی مردم در قرقیزستان است. سقوط سطح رفاه جامعه٬ علیرغم تلاش مردم برای بهبود وضعیت نابسامان اجتماعی و اقتصادیشان٬ علیرغم دست وپنجه نرم کردن با فقر گسترده و فساد افسارگسیخته و متناسب کردن آن با مدلهای بانک جهانی٬ طبعا سبب میشود که هر صدای انتقاد و اعتراضی علیه وضعیت موجود خفه شود٬ آزادیهای فردی و اجتماعی جامعه بشدت و با خشونت سرکوب گردند! انفجار اجتماعی کنونی حاصل تراکم مشکلات لاینحل اجتماعی است که از بدو تاسیس کشوری مستقل از شوروی سابق٬ از سال ١۹۹١ تا بحال در گردابی از فقر و تباهی در رقابتها و سیاستهای سرمایه داری و دول مقتدر منطقه غوطه میخورد.

خشم و طغیان شورانگیز مردم و تصمیم برای سرنگون کردن حکومت فعلی خلق الساعه نبود و نیست. این اعتراضات تا به حکومت "قربان باقی اف" برگردد٬ حاصل عملی نشدن صدها قول و وعده و وعید است که بهبود شرایط اقتصادی و پاپان به حرمانهای اجتماعی گسترده را نوید میداد.

خاتمه دادن به فساد و رشوه خواری افسارگسیخته که به یک نرم و شکل دایمی شیوه اداره کشور منجر شده است٬ مردم را به ستوه آورده است. هیچکدام از دولتمداران سابق و کنونی بری از فساد و رشوه خواری نیست. تمامی دستگاه اداری وابسطه و منتسب به حکومت است. آنچه که امروز دلیل حضور اجتماعی عظیم مردم درخیابانهاست٬ دقیقا در پنج سال پیش سبب شد که "باقی اف" در پی اعتراضات گسترده علیه عسگر آقایف، رئیس جمهوری وقت که از حمایت بیدریغ روسیه برخوردار بود، بقدرت برسد. اما بدون تغییر در ماهیت و علت وجودی آنچه که سبب بیعدالتی و فقر و تهیدستی گسترده در جامعه میشود٬ در حکومت به رهبری او٬ در همچنان بر همان پاشنه چرخید! در خلال انتخابات ریاست جمهوری در ماه سپتامبر سال گذشته٬ که در صحت آن تردید جدی وجود داشت٬ دولت برای تسلط بر موقعیت لرزان خود٬ محدود کردن فعالیت سیاسی و فشار بر مخالفان را وسعت داد. محدویت شدید آزادی رسانه ها و انتقاد از دولت تحت نام همگامی با "اجانب"٬ توقیف مداوم رسانه های مخالفان و سرانجام بازداشت گروهی رهبران احزاب مخالف در ماههای گذشته و در عین حال از همه تعیین کننده تر افزایش سرسام آور نرخ کالاها و هزینه سوخت و انرژی و افزایش بی سابقه تورم٬ زمینه را برای اعتراضات وسیع آماده کرد. دقیقا چهار روز پیش از انفجار اجتماعی اخیر٬ هنگام دیدار "بان کی مون" از قرقیزستان دستگیری جمعی از مخالفان دولت که به نبود آزادیهای اجتماعی و سرکوب خشن حقوق بشر اعتراض داشتند٬ سبب شد که وی تحت فشار اعتراضات مردم به سرکوب علنی آزادیها در جامعه٬ از ملاقات با "باقی اف" خود داری کند و درسخنرانی اش علنا به وضعیت آزادیهای فردی و اجتماعی در قرقیزستان اعتراض کند.

این انفجار اجتماعی در حقیقت با رهبری و هدایت و دعوت هیچ حزبی بوقوع نپیوست. رهبر بسیاری از احزاب تا آخرین دقایق در صدد ملاقات با "باقی اف" بودند. از جمله رهبر حزب سوسیال دمکرات قرقیزستان٬ نخست وزیر سابق٬ سراسیمه خود را از مسکو به بیشکک رساند تا با "باقی اف" ملاقات و مذاکره کند. دو حزب اصلی سوسیال دمکرات و حزب آتامتن (وطن) از یک ماه پیش درنهایت خواستار استعفای باقی اف و برگزاری انتخابات مجدد بودند. اما مردم خشمگینی که حکومت را ساقط کرده اند٬ همچنان در حاشیه٬ در خارج کاخ ریاست جمهوری٬ درانتظار پاسخ خود برای پاپان دادن به حرمان و فلاکتی که همه زندگیشان را در برگرفته است باز هم به آرامش و صبر دعوت میشوند. قرار است٬ شش ماه دیگر هم صبر کنند تا دولت موقت متشکل از رهبران و وزیران و کاربدستان سابق جای خود را به دوبت جدیدی که باز هم از همین افراد تشکیل خواهد شد بدهد! وزیر امور خارجه پییشین (روزا آتونبایوا) که خود را رییس دولت موقت می خواند اعلام کرده است که با نیروهای نظامی به توافق رسیده است نیرویی که تاهمین چند ساعت پیش با شلیک به مخالفین و مردم خشمگینی که قصد تصرف کاخ ریاست جمهوری را داشتند صدها کشته روی دست مردم گذاشت. انفجار اجتماعی قرقیزستان بدون تردید برای کشورهای همسایه درعین اینکه لرزه بر اندام حکومتهایشان میاندازد٬ اما برای مردمی که با حکومتهایی نظیر آن درگیرند درسهایی بسیار آموزنده خواهد داشت! آنها که کاخ ریاست جمهوری را فتح کردند٬ تا یک زندگی بهتر را در جامعه پایه ریزی کنند٬ آنها که نیروی مسلح را خلع سلاح کردند تا به خونریزی خاتمه دهند٬ آنها که رادیو تلویزیون را تسخیر کردند تا به انتشار جعل و دروغ خاتمه دهند٬ باید خود راسا زمام امور را بدست گيرند! اما در غیاب حزب و رهبري اي كه مردم با اتكا به آن بتوانند اين تحول را عملي كنند، اكنون امثال "آلمازآتامبايف" رهبر حزب سوسيال دمکرات و نخست وزير سابق٬ "آتونبایوا"٬ وزیر امور خارجه پیشین٬ از مخفی گاههایشان بیرون آمده اند، با ارتش و دستگاه مسلح موجود به سازش رسيده اند و مردم را به بازگشت به خانه دعوت ميكنند. "اموربک تکبايف" و "شيرنيازاف" ها از رهبران حزب ناسیونالیست آتامتن به اریکه قدرت باز گشتند! آیا مردم سلحشوری که چنین قهرمانانه دیکتاتور را شکست دادند به خانه هایشان خواهند رفت؟ آنچه تحليلا ميتوان گفت اينست كه اين نه شروع كار است نه پايان آن. چشم انداز عملي شدن خواستهاي مردم به ميزاني حد اقل نيز توسط احزاب و نيروهاي سياسي جلوي صحنه وجود ندارد. و مردمي كه به خيابان امده اند و مراكز و پايگاههاي حكومتي را تسخير كرده اند، اگر هم امروز مكثي كنند خيلي زود در برابر حاكمين جديد خودرا ناچار به بيرون آمدن مي بينند. و اين بار با قدرت و تجربه اي بيشتر.*

måndag 5 april 2010

مردم سردشت به ساختمان فرمانداری سردشت حمله کردند و دو خودرو و یک موتورسیکلت دولتی را به آتش کشیدند

بنا به اخبار دریافتی از سردشت روزیکشنبه 15 فروردین 89 یک کاسبکار به نام " عثمان یوسفی " 41 ساله اهل روستای " بیژوه" در نزدیک روستای " ره زگه " توسط نیروی انتظامی کشته شد. در پی این اقدام جنایتکارانه، مردم سردشت در مقابل فرمانداری شهر سردشت تجمع کردند و خواهان جوابگويي مقامات دولتي به اين جنايت شدند. مسئولين دولتي به جاي جوابگويي به مردم آنها را تهديد کردند و خواستند تجمعشان را تمام کنند. مردم خشمگین بر شدت اعتراض خود افزودند و دو خودرو و یک موتور سیکلت دولتی را به آتش کشیدند و به ساختمان فرمانداری شهرستان سردشت و راهنمای و رانندگی نیروی انتظامی خسارات شدیدی وارد ساختند. در جریان این اعتراض گسترده، نیروی انتظامی اقدام به تیراندازی به سوی مردم نمودند.

لازم به توضيح است که کشتار مردم و تير اندازي به آنها و به قتل رساندن کساني که براي امرار معاش ناچار به عبور از مرز ايران و عراق هستند به امري روزمره تبديل شده است. بطور متوسط هر روز در راههاي عبور از مرز نيروهاي مسلح رژيم به مردم تيراندازي ميکنند. اين تيراندازيها تا کنون صدها نفر از مردم اين منطقه را هدف گرفته و تعداد زيادي از آنها قرباني شده اند.



کمیته کردستان حزب ضمن تسلیت به خانواده و بستگان عثمان یوسفی و همه قربانيان، این عمل جنایتکارانه مزدوران حکومت اسلامی را محکوم می کند و اقدام جسورانه مردم مبارز سردشت در تعرض به این جانیان را ارج می نهد. نباید اجازه داد که این جانیان بیش از این مردم اين منطقه را قرباني کنند و زندگيشان را به نیستی بکشانند. اعتراض شما مردم شرافتمند و مبارز سردشت می تواند تا قطع کامل هر گونه دست درازی به حریم کار و زندگی شهروندان ادامه داشته باشد. کمیته کردستان حزب از همه مردم شرافتمند کردستان و همه انسانهای آزادیخواه می خواهد که به این اعمال وحشیانه مزدوران رژیم اعتراض کنند.



کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری

5 آوریل 2010